مردم‌پسند

اصلاح کوک، پلِی‌بَک و اُتوتیون؛ اجرای دقیق یا تقلب؟

در میانۀ قرن بیستم با پررنگ شدن نقش موسیقی در زندگی روزمره، شمار ژانرها و خوانندگان موسیقی مردم‌پسند با سرعت بالایی افزایش پیدا کرد. شرکت‌های ضبط و انتشار موسیقی فعال‌تر از همیشه به کار خود ادامه می‌دادند و میزان مهارت خوانندگان در حفظ رنگ صوتی و کوک، جز دغدغه‌های اصلی سرمایه‌گذاران این شرکت‌ها به شمار می‌رفت. اگر کوک خواننده در قسمتی از قطعه دچار مشکل می‌شد دو راه پیش روی سرمایه‌گذار قرار می‌گرفت؛ بازخوانی قسمت ناکوک توسط خواننده، یا اصلاح کوک یک یا دو نغمۀ فالش توسط مهندس صدا. اولی هزینۀ اجارۀ استودیو را افزایش می‌داد؛ دومی سخت بود و گران. در نتیجه فشار زیادی به خواننده وارد می‌شد تا کار خود را به درستی انجام دهد.

با پیشرفت روزافزون تکنولوژی، نقش مهندس صدا در استودیو مهم‌تر از همیشه شد. در دهۀ پنجاه و شصت میلادی، اصلاح کوک با تغییر سرعت نوارهای مغناطیسی انجام می‌شد؛ قطعه در دو تمپوی متفاوت ضبط می‌شد و در جایی که به تغییر کوک نیاز بود، با کُند یا تند کردنِ قطعۀ جایگزین و چسباندن آن به قطعۀ اصلی، فرکانس تصحیح می‌شد. این روندی بود طاقت‌فرسا و پرهزینه. نمونۀ مهم استفاده از آن در موسیقی مردم‌پسند، قطعۀ Strawberry fields forever ساختۀ گروه Beatles است که در سال 1967منتشر شد.

strawberry fields forever-1967

در دهۀ هفتاد اولین دستگاه دیجیتال ایجاد اِفِکت با نام «Harmonizer H910» وارد بازار شد. با این دستگاه می‌شد اصلاحات مختصری روی فرکانس‌ها انجام داد اما امروز کارایی آن، در قیاس با ابزار فعلی استودیوها، بسیار محدود به نظر می‌رسد. در دهۀ هشتاد چند مدل گران قیمت از ابزار اصلاح کوک به بازار آمد که از هیچ کدام به شکل فراگیر استفاده نشد. تا اینکه نوبت به اُتوتیون رسید.

اُتوتیون

            در سال 1997 کمپانی تکنولوژی صدای آنتارِس «Antares Audio Technology» از نرم‌افزاری با عنوان اُتوتیون رونمایی کرد که قادر بود کوک نُت‌ها را با هزینۀ زمانی و مالی کمتر، و به تعداد نامحدود، تصحیح کند. در سال‌های اخیر انواع ابزار اصلاح کوک در دسترس استودیوها قرار گرفته‌است اما اُتوتیون هنوز هم یکی از پرکاربرد‌ترین‌هاست. در ابتدا کارکرد اصلی این نرم‌افزار، ایجاد رنگ صوتی جدید، بر اساس صدای خواننده بود. در سال 1998 شِر، خوانندۀ زن امریکایی، قطعه‌ای با نام «Believe» منتشر کرد که با استفاده از اُتوتیون رنگ جدیدی به صدای خود داده ‌بود. انتشار این قطعه و موفقیت آن در بازار باعث شد به این شکل از بکارگیری اُتوتیون، «شِر اِفِکت» بگویند. کم‌کم جایگاه آن در ضبط استودیویی، و به منظور اصلاح کوک، پررنگ شد تا امروز که در اجرای زنده موسیقی نیز به کار می‌رود.

قسمتی از قطعۀ Cher – Believe

           

            از ابتدای هزارۀ جدید میلادی، جدالی بین طرفداران و مخالفان اُتوتیون در جریان است. از نظر تعداد، کفۀ ترازو به شدت به سمت موافقان این ابزار سنگینی می‌کند. آنها معتقدند اُتوتیون باعث اجرای دقیق‌تر نُت‌ها می‌شود و شنونده به رنگ صوتی حاصل از آن عادت کرده‌است. مخالفان آن می‌گویند این روند به تنبلی خوانندگان منجر شده، نوعی تقلب به شمار می‌رود. البته قضیه در بین فارسی‌زبان‌ها متفاوت است؛ در فضای مجازی جدالی بر سر تقبیح و تشویق استفاده از ابزاری مثل اُتوتیون دیده نمی‌شود. اساساً در بین مخاطبان فارسی‌زبان موسیقی مردم‌پسند، آگاهی بسیار کمی از روش‌های استودیویی تصحیح کوک وجود دارد.

اُتوتیون در موسیقی مردم‌پسند ایرانی

  نمونۀ معروف استفاده از اُتوتیون در موسیقی مردم‌پسند ایرانی، قطعۀ ‌پرسه، ساختۀ سیاوش قمیشی است. در این قطعه آهنگساز در قسمت بَک‌وُکال، با استفاده از اُتوتیون رنگ صوتی جدیدی ایجاد کرده است.

قمیشی – پرسه

طولی نکشید که اُتوتیون و دیگر ابزار تصحیح کوک به استودیوهای ضبط موسیقی داخل ایران راه یافتند. اوایل دهۀ هشتاد شمسی برخی خوانندگان با اغراق زیادی از این امکانات استفاده می‌کردند؛ توجه شما را به قطعۀ آهای خوشگل عاشق، با صدای فریدون آسرایی جلب می‌کنم.

فریدون آسرایی – آهای خوشگل عاشق

امروزه استفاده از ابزار اصلاح کوک در استودیو محدود به یک یا دو خواننده نیست. برخی که توانایی بالایی دارند در اصلاح چند نغمۀ بخصوص از آن استفاده می‌کنند؛ برخی دیگر به قدری ناکوکی دارند که با زورِ نرم‌افزارهایی مانند ملُداین، صدای‌شان قابل شنیدن می‌شود. علاوه بر این در تهیۀ صدای بَک‌وُکال، ایجاد ویبراتو و ضبط دقیق تزئینات هم از این ابزار استفاده می‌شود.

چند نکته دربارۀ ابزار اصلاح کوک:

طبق دفترچه راهنمای اُتوتوین مُدهای ماژُر، مینُر و کرُماتیک طبق سیستم «تقسیم فواصلِ برابر» به عنوان مُدهای پیش‌فرض نرم‌افزار تعبیه شده‌اند. طبق این رویکرد یک اکتاو به دوازده نیم‌پردۀ مطلقاً برابر تقسیم می‌شود. اما همانطور که ماروین مکلین از کارل سیشُر نقل می‌کند، موسیقی آوازی با فواصل تئوریک موسیقی کلاسیک غربی تطابقی دقیق ندارد (Mclean 2007: 134). از طرفی دیگر در سال‌های اخیر و با زیاده‌روی در بکارگیری ابزار اصلاح کوک، این توقع شنیداری – شاید توهم شنیداری – به وجود آمده که خواننده باید بدون یک سِنت خطا، مطابق با کوک مبنا اجرا کند. از نگاه مهندس ضبط و در مقایسۀ خط آوازی یک خوانندۀ ویرتوز موسیقی کلاسیک غربی و صدای کوک شدۀ جاستین بیبِرِ، خوانندۀ ویرتوز «فالش» به نظر خواهد آمد.

در جریان اصلی «main stream» موسیقی مردم‌پسند، بسیاری از عناصر پیچیدۀ موسیقی کلاسیک غربی، به نفع ساده‌فهم شدن موسیقی، کنار گذاشته شده‌اند. استفاده از هارمُنی‌، سازبندی و ریتم‌های ساده‌تر مسیری است که جریان اصلی موسیقی مردم‌پسند در قرن بیستم پیش گرفت. در سه دهۀ اخیر تغییرات دینامیکی (نوانس) در طول قطعه به حداقل رسیده، جمله‌بندی و فرم قطعات هم معمولاً بدون تضاد پیش می‌رود. عدم نیاز خواننده به ابتدایی‌ترین تکنیک‌های آواز، به واسطۀ ابزار اصلاح کوک، شاید آخرین میخ به تابوت جریانی باشد که تصوری از هنری بودن موسیقی خود قائل بود.

ابزار اصلاح کوک و اجرای زنده

استفاده از ابزار اصلاح کوک در استودیو در بسیاری از موارد باعث شده فالشی‌های عجیب و غریب به گوش‌مان نخورد اما از طرفی دیگر به تربیت خوانندگانی تنبل منجر شده که با پرداخت هزینه‌های مالی سنگینِ استودیو، خود را از تمرینات منظم معاف می‌کنند. درصد کمی از خوانندگان جدید به اجرای زندۀ آثار خود تن می‌دهند. آنها معمولاً به سه شکل کلی کنسرت‌شان را پیش می‌برند:

  • لیپ‌سینک یا همان پلِی‌بَک؛ صدای از پیش ضبط شده، پخش می‌شود و خواننده با آن همخوانی می‌کند. هر چه ادای او بهتر، تأثیر او بیشتر. تصور عمومی بر این است که در فرایند پلی‌بَک عیناً از ملُدی اجرای استودیویی استفاده می‌شود. اما در بسیاری موارد، قبل از کنسرت و در جریان آماده‌سازی، خواننده ملُدی را متفاوت با اجرای اصلی، بازخوانی می‌کند و شنونده را گول می‌زند. هماهنگ نبودن خوانندگان و نوازندگان با اجرای پلی‌بک، افت نکردن صدای خواننده وقتی که میکروفُن از او دور شده و یا شنیدن صدای ساز وقتی آرشه یا سیم ویلن پاره شده، از نشانه‌های واضح‌تر پلی‌بک هستند. اما اگر به دنبال تشخیص پلی‌بک از راه شنوایی هستید، ویبراتوها و تزئیناتی که کیفیت رُباتیک دارند یا در قیاس با مهارت خواننده زیادی دقیق‌اند، مهم‌ترین نشانه‌اند. کنسرت استانبول شادمهر عقیلی در سال 1400 نمونۀ واضحی از اجرای پلی‌بک است. خواننده در این اجرا فراموش می‌کند کدام بخش ترانه را به همراهی تماشاگران واگذار کرده بود.
  • اُتوتین در اجرای زنده؛ کار مهندس صدا در این فرایند بسیار تعیین‌کننده است. تنالیتۀ قطعۀ مورد نظر در تنظیمات نرم‌افزار قید می‌شود و سرعت انتقال صدا، از قسمت ناکوک به کوکِ دقیق، می‌تواند در مصنوعی یا طبیعی صدا دادن خواننده مؤثر واقع شود. نکتۀ مهم دیگر مهارت خود خواننده است. اُتوتیون در اجرای زنده، طبق تنظیمات اولیه، فرکانس صدای خواننده را به نُت‌های تنالیتۀ قطعه منتقل می‌کند. فرض کنیم خواننده قطعه‌ای در تنالیتۀ «دو مینُر» اجرا می‌کند و نغمۀ مورد نظر او می‌بِمُل است؛ اگر فالشی او کمتر از نیم‌پرده باشد احتمال خطای اُتوتیون کم است اما اگر او فرکانسی بالاتر از «می‌بکار» اجرا کند احتمالاً اُتوتیون نغمۀ «فا» را به عنوان مقصد انتخاب می‌کند. این اتفاق می‌تواند از فالشی خود خواننده نتایج ناگوارتری داشته باشد.
  • اجرای زنده بدون دستکاری؛ همان شکلی از اجرای زنده که از قدیم با آن آشنائیم. با این تفاوت که کمتر خواننده‌ای امروز توان اجرای زنده با کوک قابل قبول را دارد. در حالت صادقانۀ آن، خواننده با همۀ ضعف تکنیکی خود در برابر حضار اجرا می‌کند و فیلم اجرا هم به همان شکل منتشر می‌شود. کنسرت استانبول امیر تتلو در سال 1400 یکی از همین نمونه‌ها است. در حالت دوم خواننده، با فالشی‌ همیشگی خود اجرا می‌کند، تهیه‌کننده با سپردن فایل‌های کنسرت به مهندس صدا، محصولی را وارد بازار می‌کند که حتی صدای تماشاگران آن هم ژوست است. در این صورت فقط با دیدن فیلم‌های ضبط شده توسط تماشاگران با واقعیت کنسرت‌ها مواجه می‌شویم.

نقش مخاطب

در اجرای خوانندگان اروپایی و امریکایی، پلی‌بک معمولاً در اجراهایی به کار می‌رود که رقصی پر تحرک برای خواننده تدارک دیده شده باشد. در صورتی که فالشی واضحی به گوش شنونده برسد، معمولاً خواننده با تمام محبوبیتی که دارد هو می‌شود. کنسرت اِیمی واینهاوس یکی از نمونه‌های معروف اعتراض هواداران است. این نگرشِ مخاطب – چیزی که در بین مخاطبان ایرانی کمتر دیده می‌شود – باعث می‌شود خواننده برای بالا نگه داشتن سطح اجرای خود، به تمرین‌های جدی احتیاج داشته باشد و البته پس از چند اجرای ضعیف با ریزش هوادارنش مواجه شود.

آیا استفاده از پلی‌بک، ابزار اصلاح کوک و اُتوتیون در استودیو و اجرای زنده تقلب است یا بخشی است جدایی‌ناپذیر از روند تولید موسیقی مردم‌پسند؟ آیا برای شما اهمیت دارد که خوانندۀ مورد علاقه‌تان توانایی حفظ کوک و رنگ صوتی را داشته باشد؟ لطفاً در قسمت دیدگاه‌ها نظرتان را بنویسید.

McLean, Mervyn. 2007. Has Ethnomusicology lost its way. Yearbook for Traditional Music, Vol. 39 .pp. 132-139

4.7/5 - (12 امتیاز)

آریا طاری

فارغ‌التحصیل رشته نوازندگی جهانی ساز گیتار از دانشگاه هنر تهران، دانشجوی موسیقی شناسی دانشگاه تهران

‫۴ دیدگاه ها

    1. ممنون از مطلب دقیق و جامعتون در رابطه با اتوتیون
      به نظر من اینکه اجرای خواننده در حالت زنده و ضبط نزدیک و درست باشه احترام به گوش شنوندست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا