10% تخفیف به مناسب افتتاحیه کتابفروشی

کد تخفیف: OPENING10

کتاب تاریخ موسیقی غرب اثر پیتر هولدر ترجمه کامران غبرایی

توضیحات تکمیلی

نویسنده

مترجم

انتشارات

تعداد صفحات: 1414 صفحه

نسخه آزمایشی:

اشتراک گذاری:

قیمت محصول:

تومان395,000

delivery

امکان تحویل اکسپرس

shop

امکان خرید در محل

support

پشتیبانی 24 ساعته

garanty

ضمانت اصل بودن کالا

card

پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی محصول

در باب رویکرد نویسندگان کتاب تاریخ موسیقی غرب پیتر هولدر، کامران غبرایی

کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی: روایت های پرشماری از تاریخ موسیقی وجود دارد و بسیاری از این روایت ها هم به فارسی برگردانده شده اند. پس چرا تاریخ موسیقی غرب و چرا روایت نورتن از این تاریخ؟

در نگاه اول سرفصل های تاریخ موسیقی نورتن با تاریخ نگاری های دیگر تفاوت چندانی ندارد، | اليكن باید توجه داشت که مهم ترین وجه ممیز این کتاب در رویکرد تدوینگرانش به تاریخ است. هر بخش از بخش های شش گانهی کتاب با درآمدی دربارهی وضعیت اجتماعی و سیاسی روزگار آغاز میشود و هر فصل از فصل های سی و شش گانه با شرح مفصل تری از آن دوره همراه است. تدوینگران کتاب با ترسیم «وضع موجود در هر دوره، به نوعی مقدرات و لوازم توسعه و پیشرفت را پیش چشم خواننده می آورند. کافی است نیم نگاهی به سرفصل های هر دوره بیندازیم تا در باب وضعیت تاریخ و جغرافیای آن دوره تصوری پیش چشم ذهنمان شکل گیرد. روایت نویسندگان کتاب در همان نگاه | نخست فاش می کند که تاریخ سیری بیگسست طی کرده است و مسیر تغییرش، ضرورتا از معبر شناخت می گذرد. به ندرت میتوان سنت شکنی یا ابداعی در تاریخ بشریافت که فارغ از وضعیت موجود فرهنگی- اجتماعی پدیدار شده و دوام آورده باشد. به باورم اگر مبتکران و نوآوران را به ماشین زمان سوار کنیم و در تاریخی دیگر پیاده کنیم، ابتکارهاشان سرنوشتی دیگر خواهد یافت. بد نیست بند از بال خیال بگشاییم و بر آسمان آتن باستانی پروازش دهیم تا مثلا اینشتینی را بنگرد که ردایی سفید دور خود پیچیده است و در میدان شهر فریاد میزند:
E=MC2
احتمالا چندی از جوانان هم هاج و واج مانده اند تا بلکه یکی از بزرگان پاسخ این مرد مجنون سیما را بدهد. عده ای دیگر هم با صدای بلند به او می خندند و عاقل ترها هم احتمالا او را به سکوت می خوانند تا سخنان مثلا پروتاگوراس یا پریکلس را دربارهی تربیت و جنگ آوری بشنوند. ابتکار با وضعیت تاریخی نسبتی مستقیم دارد و فارغ از آن معنایش به دشواری فهم می شود. نویسندگان تاریخ موسیقی غرب هم با عنایت به همین نکته بسیر تطور موسیقی را در قالب روایتی پیوسته و درعین حال بندبند عرضه کرده اند. از همین روی هم هست که خواندن این کتاب نه فقط خواننده را از سرگذشت موسیقی و موسیقیدانان آگاه می کند، در ضمن به او نشان میدهد که موسیقی (بخوانید هنر) از اجزاء جدایی ناپذیر جامعه های بشری بوده است.

کتاب تاریخ موسیقی غرب کامران غبرایی

از چندوچون مطالعه‌ی کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی

چنان که در پیشگفتار سرپرست نویسندگان هم شرح داده شده است، ضرورتی نیست که کتاب با سر به آخر مطالعه کنیم. هر خواننده ای با أسودگی می تواند کتاب را از مدخل دلخواهش بگشاید صرفا قسمتی از آن را مطالعه کند؛ لیک کتاب آن قدر هم خشک و جدی نیست که نتوانیم از آن بازش کنیم و به پایان ببندیمش. | قسمتهای مختلف کتاب به تحلیل آثار مشخصی از موسیقیدان ها اختصاص دارد. در این قسمت ها گزاره ها و توصیفهایی قید شده است که گاه بسیار مبهم و پیچیده می نمایند. سنت تحلیل آثار موسیقایی قامتی بلند دارد؛ کما اینکه دانشجویان موسیقی در مقطع های گوناگون مکلف میشوند که آثار مختلف را میزان به میزان تحلیل کنند. یکی از دلایل پایداری این سنت هم همین است. به گمانم تنها راه درک تحلیل های مندرج در این کتاب گوش دادن به اثر مورد نقد و دنبال کردن تحلیل ها از روی نت نوشته‌است.

کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی

دربار‌ی ترجمه ی کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی

گنجاندن سرگذشت یکی از سویه های زیست بشری در یک کتاب، بسی بحث انگیز است. به هر حال
باید اعتراف کرد که هر طور هم که کتاب تدوین شده باشد، باز هم نام هایی از آن بازمانده اند و نام هایی
چه بسا مسئله برانگیز به آن راه یافته اند. همین شمار فراوان نام ها هم سبب بروز مسئله های بسیار | بر سر ضبط و تلفظ و آوانگاری می شود. نکته اینجاست که در مواردی نام منطقه یا فردی با تلفظی
غیربومی رایج شده است. برای نمونه در دوران رنسانس، آهنگسازی فرانسوی با نام سیپرین از سرزمین مادری اش به اراضی ایتالیایی می رود و آنجا به شهرت می رسد، درنتیجه نام او با تلفظ ایتالیایی بر سر زبان ها می افتد و به نام چیپریانو مشهور می شود. حالا پرسش اینجاست که اصل را بر ضبط بومی بگذاریم یا شهرت. اگر نامی شهیر نبود، چه کنیم؟ اگر نامی همچون پلاتو از دیرباز به صورت آفلاطون ضبط شده باشد، باید سینه سپر کنیم و به تاریخ و ملتی بگوییم که اشتباه کرده است، یا از تشخیص درست و غلط دست بشوییم و به حكم اکثریت و تاریخ تن دهیم؟

هرچه هم به این پرسش ها پاسخ دهیم، مسئله ای از گوشه ای دیگر سر برمی آورد. تصور می کنم که پاسخ کار پیروی از روش است. من از همان ابتدای کار، برای ضبط نامها از «فرهنگ تلفظ نام های خاص»، دسترنج آقای فریبرز مجیدی، استفاده کردم و در مواقعی که نامی را در این فرهنگ نیافتم، اول به سراع قواعد زبان مبدا رفتم و بعد آوانگاری این نام را در تلفظ‌های بومی جستجو کردم. اگر هم دربارهی نام شخص یا جایی تردید داشتم، تلفظ بومی را اصل قرار دادم و تلفظهای دیگر را در پانویس ها اوردم البته تمام این شرطها زیر شرطی اولا بودند: اولویت با تلفظ رایج در زبان فارسی است، مگر چندان هم مقبول همگان نباشد.

با وجود این، برخی اوقات پای نام هایی در میان بود که با چند تلفظ متفاوت در زبان ما رایج اند. برای نمونه، نام سرزمین بورگونی با دو تلفظ بورگونی و برگندی (و ای بسا با تلفظ سوم بورگوندی) مصطلح است. تلفظ اول مربوط به ساکنان فرانسوی این منطقه است و تلفظ دوم که گویا رایج تر هم هست، به ساکنان انگلیسی زبان این سرزمین باز می گردد. البته که در مورد این نام تصمیم گیری چندان دشوار نبود و بی درنگ تلفظ فرانسوی (بومی) را برگزیدم، اما هنوز هم چندان مطمئن نیستم که از منظر تاریخ شناسان، کدام تلفظ رایج تر است. در مورد نام هایی چون فلاندر و فلامان هم کم وبیش با همین مشکل روبرو بودم.

البته در مورد تلفظ اصطلاحها مسئله کمی متفاوت بود، صادقانه باید بگویم که از همان آغاز کار از کمبود منابع جدی ای مانند فرهنگ و فرهنگنامه ی موسیقی به زبان فارسی رنج می بردم. باورم نمیشد که در ازای این همه فرهنگ تخصصی و عمومی مختلف، تنها چند فرهنگ موسیقی منتشر شده است و این فرهنگها هم حتی از مقدماتی ترین جزئیات فرهنگ نویسی بی بهره اند. نخستین نکته در اثبات این ادعا این که همین چند فرهنگ کم شمار هم برخلاف همه ی فرهنگ های مرجع و روا از راست به چپ باز می شوند. گرچه ممکن است این نکته به زعم خواننده ی اهل موسیقی چندان مهم نباشد، اما همین موضوع ابتدایی نمادی است از بی توجهی متخصصان به اقتضاهای پیشرفت علم و هنر موسیقی و رابطهی به اصطلاح «جزیره ای موسیقی با علمها و فن های دیگر. سخن کوتاه، دلیلم برای سرسختی برای حفظ شماری از تلفظ‌های جاافتاده این بود که زبان علم موسیقی را به زبان رایج در دنیا نزدیک کنم. بی گمان ادعا ندارم که چنین کرده ام، یا اصلا گامی در این راه برداشته ام، اما تردید ندارم که اگر این کتاب به چشم مرجع نگریسته شود و از زیر تیغ بران نقد و بازخوانی بگذرد، گفت وگویی درخواهد گرفت که این مسیر را هموارتر می کند.

به همین منظور، تلاش کردم که تلفظ اصطلاحهای موسیقایی را به تلفظ رایج جهان نزدیک کنم و برای مثال، نامهای مصطلحی چون یونین را به صورت ایونیین تحریر کردم. امیدوارم این پافشاری حوصله ی خواننده را سر نبرد و مایه ی گسستن رشته ی کلام نشود. در مورد ضبط اسامی افراد، اما، چنین استدلالی موضوعیت ندارد. برای نمونه بیهوده است که نام بتهوون را به صورت لودویش فن بی توقن بنویسیم؛ درست به همین دلیل که نیازی نیست اسکندر مقدونی را آلگرندر از مایدون بنامیم. نزدیک به یک سال پیش با دوستی آلمانی ملاقات داشتم و دربارهی تلفظ چند نام، از جمله نام بتهوون از او سؤال کردم. طنز روزگار اینکه گویا حتی بر سر تلفظ نام خود او فردریشا هم در میان شمالیها و جنوبی ها اختلاف وجود دارد. دوستم معتقد بود که تفاوتی میان آنچه من تلفظ می کنم و آنچه به گمان او صحیح است، وجود ندارد، اما من تصور می کردم میگویم بتهوون و او میگوید بتوفن. بارها پیش آمد که نام بتهوون را با تلفظهابی مختلف بشنوم؛ یکی او را لودویش فان بیتون می خواند و دیگری لودویک ون بتوون. باور کنید بیش از هشت تلفظ دیگر میشناسم که از مراجع معتبر و سرشناس بیرون کشیده ام، اما به ذکر همین دو نمونه بسنده می کنم.

مردم هر روزگار وامدار خطاهای پیشینیانشان هستند؛ اگر امروز ازمونی در کار نباشد و خطایی ترود، ساکنان فردا ناچارند همان خطا را مرتکب شوند. از سوی دیگر تضاد عامل حرکت است. از رویارویی خوانش های متضاد از یک پدیده ی تاریخی یا اجتماعی آگاهی ما رشد می یابد. اگر کسی نباشد تا با انگاشت یا خوانشی معین، آزمون و خطا کند، دیگری ای هم نخواهد بود که از آن آزمون بیاموزد و به حرکت درآید. با این گمان، می توانم با آسودگی بگویم که هر خطایی که در گزینش اصطلاحها و یافتن برابرها مرتکب شده باشم، اگر خطایی چندباره نباشد و پیشتر آزموده و رفع اشکال نشده باشد، زمینه ای برای حرکت و گفتگو پدید خواهد آورد. هر گفتگویی دربارهی اصطلاحها و برابرهای موسیقایی مفید است و به رشد فرهنگ موسیقی می انجامد.

سپاسگزاری کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی

آشکار است که پیش از همه مرهون لطف کتاب نشر نیکا و دست اندرکارانش هستم؛ جناب آقای محمدعلی صحرانورد از همان آغاز کار تا واپسین دقایق با نهایت نرمش و خوش رویی مسیر را هموار کردند. سرکار خانم پارمیدا آلبانی و خانم تهمینه کیان هم در تمام مراحل کار با روحی سرشار از شکیبایی و اشتیاق به من یاری رساندند و هر بار که سنگی بر راه افتاد، راهی تازه پیش رویم گشودند. آقای شروین عاقلی هم سهمی فراوان از سپاسم دارند که اگر پافشاری و دلگرمیهای ایشان نبود، اصلا از همان آغاز راه دست به کار ترجمه ی این کتاب نمیشدم. از یاد کردن نام باقی دست اندرکاران کتاب نشر نیکا چشم میپوشم، اما به راستی از همه شان سپاسگزارم.

قدرشناسی ام از آقای مصطفی اسلامیه، فقط برای حق استادی شان نیست؛ دوستی، سخاوت، مهر، و راهنمایی ایشان برایم موهبتی بی پایان بوده و هست و کاش بدانند که چه ارجی در دلم دارند. در جریان کار دوستان بسیاری یاری ام دادند که ذکر نام همه شان ممکن نیست، اما به واقع نمی توانم از ذکر نام خانمها فرناز فرنيا و سیمین نعیمی و آقایان مهران خوشرو، کسرا حاتم پوری، و میثم پورافضل چشم بپوشم. این دوستان در زمینه های مختلفی چون تاریخ نساجی، آموزش، معماری، فلسفه، و زبان شناسی کمکم کرده اند و رنجی گران از دوشم برداشته اند. از خانم ناتالی چوبینه و سرکار خانم نغمه نقشین پور هم ممنونم که در کار بازخوانی و ویرایش کتاب رنجی فراوان متقبل شدند. خانم عادله نقشین پور هم با شکیبایی و دقت تمام رنج صفحه آرایی دوباره و چند باره ی کتاب را بر خود هموار و من را رهین نیکی خود ساختند.

سر آخر باید از کسانی تشکر کنم که اگر همراهی شان نبود یا از وجود گرانقدرشان بی نصیب می بودم، اما توان ترجمه ی این کتاب را هم نمیداشتم: قدردانی بی کرانم از آن اقای ناصر نظر است که نخستین آموزگارم بود و الفبای موسیقی را به من آموخت و عشق به موسیقی را در وجودم بیدار کرد. از آقای مهرداد تیموری سپاس دارم که هر بار با خوشرویی همیشگی اش پاسخ پرسش هایم را داد و چه مسئله ها که برایم نگشود؛ اما دو کس هستند که اگر یاری شان نبود، چه بسا که در نیمه ی راه بازمی ماندم و فرجام کار نمیدیدم: جناب آقای مجید یونسی سینکی که هم منت استادی بر گردنم دارند و لذت سازنوازی ام آموخته اند و هم مسئله های بسیاری را برایم حل کرده اند و یاری ام داده اند؛ از ایشان بسیار متشکرم. جناب آقای فرزان فرنیا هم که مهر برادری و سخاوت بیکرانش همواره مایه ی پشتگرمیام بوده است، در این راه بیش از هر کس یاری ام داد و هر بار که از ملال روز و خستگی کار به خانه بازگشت، به جای امن و آسایش عصرانه با پرسش های بی پایان من روبرو شد، لیک هیچگاه حتی اندکی خم به ابرو نیاورد و هربار با بردباری تمام مسئله هایم را حل کرد و دشواری ها از پیش رویم برداشت. سپاسم از ایشان نهایت ندارد. آخر باید یاد پدر و مادر نازنینم را خوش بدارم که بدون آنها آفتاب کم درخش است و مهتاب سرگردان.
کامران غبرایی تهران، مهر ۱۳۹۴

داستان کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی

ارسولا ک. گویین، نویسنده ی داستان های علمی تخیلی، باری گفته بود: «داستان سرایی از کهن ترین ابزاری است که بشر ابداع کرده تا فهم خود را افزون کند. تمدن های بزرگ بسیاری بوده اند که هیچگاه چرخ را به کار نگرفتند، لیک هیچ تمدنی نبوده است که از داستان و داستان سرایی بی بهره مانده باشد….

کتاب تاریخ موسیقی غرب، پیتر هولدر، کامران غبرایی نشر سرای نیک.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب تاریخ موسیقی غرب اثر پیتر هولدر ترجمه کامران غبرایی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *