موسیقی‌شناسی یا قوم‌موسیقی‌شناسی؛ دیگر مسأله این نیست
موسیقی‌شناسی یا قوم‌موسیقی‌شناسی

موسیقی‌شناسی یا قوم‌موسیقی‌شناسی؛ دیگر مسأله این نیست

فهرست مطالب

معمولاً آن‌هایی که در رشته قوم‌موسیقی‌شناسی درس نخوانده‌اند با شنیدن نام این رشته، حیطۀ تخصصی‌اش را تماماً به موسیقی نواحی ایران نسبت می‌دهند، یا در گشاده‌دست‌ترین حالت ممکن، موسیقی دستگاهی ایران را هم به قلمروی آن ضمیمه می‌کنند. در نقطۀ مقابل، یکی از استادهای برجستۀ این رشته، قوم‌موسیقی‌شناس را- به معنای منفی آن- فردی می‌داند که در همه‌چیز سرک می‌کشد و راجع به همه چیز اظهار نظر می‌کند؛ از موسیقی نواحی گرفته تا موسیقی راک، پاپ و رپ و همچنین ترکیب آن‌ها با مفاهیم علوم انسانی. با اینکه «قوم‌موسیقی‌شناسی» از معادل انگلیسی‌‌‌‌اش یعنی «Ethnomusicology» زشت‌تر نیست اما هنوز هم گنگ و پرطمطراق به نظر می‌رسد و به خواننده در درک ویژگی‌های این رشته کمکی نمی‌کند. اما نام‌گذاری این رشته از کجا نشأت می‌گیرد؟

          در سدۀ نوزدهم، زمانی که کشورهای مستعمرۀ بریتانیا و فرانسه در جای‌جای کرۀ خاکی دیده می‌شدند و «آفتاب در بریتانیای کبیر غروب نمی‌کرد»، آنالیز و نگارش دربارۀ موسیقی چشم‌انداز فراخی را پیش روی خود می‌دید. با اینکه مطالعه دربارۀ موسیقی از دیرباز جریان داشته اما در این قرن بود که جایگاه آن تا شکل‌گیری یک رشتۀ دانشگاهی پیش رفت. در 1885 گوییدو آدلر، نویسنده و موسیقی‌شناس اتریشی، در کتابی با عنوان حیطه، روش و هدف موسیقی‌شناسی به اهداف و روش‌های رشته‌ای شکل داد که همگان با عنوان «موسیقی‌شناسی» آن را پذیرفتند. مطالعه دربارۀ تاریخ و شکل‌گیری موسیقی و چرایی آن در دل پدیده‌های اجتماعی، همگی در بطن این رشته جای می‌گرفت اما با در نظر گرفتن این نکته که «موسیقی‌شناسی» تماماً بر موسیقی کلاسیک غربی متمرکز بود. از بررسی ساختاری آثار بتهوون و درک روش او در آهنگسازی تا شیوۀ مواجهۀ او با تجاوز ناپلئون به شرق اروپا و تأثیری که بر وین و موسیقی آن گذاشت همگی در دل موسیقی‌شناسی جای می‌گرفت. پس حیطۀ موسیقی‌شناس به شدت گسترده بود به شکلی که پژوهشگر می‌توانست عمر خود را وقف این کند که پس از آنالیز آثار فلان آهنگساز، ردپای موسیقی‌های پیشین را در نگرش و آهنگسازی او پی بگیرد.

          در سدۀ نوزدهم کشورهای اروپای غربی پس از انقلاب صنعتی و با ورود به دنیای مدرن، سرزمین‌های وسیعی را در مقابل خود می‌دیدند که هنوز از نظر مالی، نظامی و تکنولوژی توان رقابت با اروپا را نداشتند و سرشار از منابع طبیعی و انسانی بودند. با توجه به سیطرۀ کشورهای اروپایی در افریقا، خاورمیانه، شرق دور و غیره، و همچنین پیشرفت در دریانوردی، راه سفر بسیاری از هنرمندان و پژوهشگران به کشورهای غیراروپایی هموارتر شد. در آن زمان جریانی شکل گرفت که به مرور زمان فراگیر و قدرتمند شد و اهمیت زیادی پیدا کرد که از آن با عنوان «خاورگرایی» (Orientalism) یاد می‌کنند. آن طور که ادوارد سعید در کتاب خاورگرایی شرح داده مفهوم «خاورگرایی» نتیجۀ گفتمانی است که اروپای غربی برای نشان دادنِ تمایز خود با «دیگران» انتخاب کرده‌ است. با توجه به متن سفرنامه‌های به‌جامانده، در بین بسیاری از شهروندان کشورهای اروپای غربی، خودبرتربینی فاحشی نسبت به «خاور» دیده می‌شد. این روند رفته‌رفته تعدیل شد اما می‌توان ادعا کرد که هنوز هم در گفتمان علمی و دانشگاهی دیده می‌شود.

          اما خاورگرایی و نگاه آن در بحث ما چه اهمیتی دارد؟ همانطور که پیش‌تر گفته شد در سدۀ نوزدهم بررسی زندگی آهنگسازان قدیم، آگاهی تاریخی از شیوۀ اجرای موسیقی سده‌های میانه، رنسانس، باروک، مکتب اول وین و غیره اهمیت پیدا کرد و رشته‌ای دانشگاهی با نام موسیقی‌شناسی (Musicology) برای علاقه‌مندان به این حوزه‌ها به بستری مهم تبدیل شد. اما تکلیف آن‌هایی که به موسیقی غیرکلاسیک اهمیت می‌دادند چه بود؟ به هر حال موسیقی‌های شرق دور، خاور میانه، افریقا و غیره موسیقی‌های «دیگر» به حساب می‌آمدند. پژوهشگران این حوزه‌های موسیقی هم هر روز پرشمارتر می‌شدند و روش‌های پژوهشی‌شان هم نظام‌مند می‌شد. آدلر در کتاب خود، عنوان «موسیقی‌شناسی تطبیقی» را برای این دسته از پژوهشگران پیشنهاد کرد. به شکلی که موسیقی‌های فرهنگ‌های دیگر در بستر خودشان بررسی شوند. در قرن بیستم و با پیشنهاد یاپ کونست، اصطلاح «قوم‌موسیقی‌شناسی» (Ethnomusicology) برای اولین بار به این رشته اطلاق شد. به غیر از حوزۀ فعالیت، تفاوت دیگری هم بین موسیقی‌شناسی و قوم‌موسیقی‌شناسی دیده می‌شد که به روش‌شناسی دو رشته مرتبط بود. معمولاً پژوهشگران در رشتۀ قوم‌موسیقی‌شناسی به پژوهش میدانی، بررسی روند ساخت و اجرای موسیقی، رابطۀ بین موسیقی‌دان و مخاطب، کارکرد موسیقی در جامعه و غیره اهمیت می‌دادند و در مقابل موسیقی‌شناسی، پژوهشگران را به بررسی فنی و ساختاری آثار موسیقایی، مطالعۀ متون تاریخی و سبک‌شناسی تشویق می‌کرد.

          با نزدیک شدن به عصر حاضر مرز پررنگی که چند دهۀ پیش بین موسیقی‌شناسی و قوم‌موسیقی‌شناسی دیده می‌شد، رنگ باخته اما از بین نرفته است. اگر عناوین مقاله‌های Journal of Musicology در دانشگاه کالیفرنیا را مرور کنید، تنوع جغرافیایی و موضوعی مقالات توجه‌تان را جلب خواهد کرد. دیگر نمی‌توان آن را نشریه‌ای منحصر به «موسیقی‌شناسی» در معنای قدیمی‌اش به حساب آورد. در دهۀ 1980 هنوز هم نیمی از مقالات به پژوهش راجع به هایدن، اپراهای رامو و غیره اختصاص داشتند اما در همان زمان هم موسیقی اندونزی، ژاپن و فرهنگ‌های دیگر در همین نشریه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. «اکنون ما همگی موسیقی‌شناس هستیم؛ یا، پایان قوم‌موسیقی‌شناسی» عنوان مقاله‌ای است که در 2020 توسط این مجله منتشر شد. این همان مسیری است که رشته‌های قوم‌موسیقی‌شناسی و موسیقی‌شناسی در امریکای شمالی طی کرده‌اند؛ دیگر خط پررنگی بین این دو رشته دیده نمی‌شود.

 در سیلابس درسی برخی دانشگاه‌ها به جای «قوم‌موسیقی‌شناسی»، عناوین دیگری به چشم می‌خورد: مطالعات موسیقی ملل، مطالعات صوت، مردم‌شناسی موسیقی و عناوین دیگر. چند دلیل اصلی را می‌توان برای تغییر عنوان رشته نام برد. یک اینکه بسیاری از قوم‌موسیقی‌شناسان در حوزه موسیقی کلاسیک غربی فعالیت می‌کنند و شاید تنها چیزی که آن‌ها را به دامان قوم‌موسیقی‌شناسی برمی‌گرداند روش‌‌های پژوهشی آن‌هاست که مفاهیمی را از دل جامعه‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی و غیره انتخاب می‌کنند و با موسیقی‌شناسی پیوند می‌زنند.

مورد دوم هم باز به تنوع زمینه‌های مورد بررسی قوم‌موسیقی‌شناسان اشاره دارد. از آن‌جایی که انواع رشته‌های علوم انسانی راه خود را به این رشته باز کرده‌اند، برخی استدلال می‌کنند که باید مسیر پژوهشی رشته بیش از پیش تفکیک شود. در نتیجه در بعضی دانشگاه‌ها، رشته‌هایی مثل جامعه‌شناسیِ موسیقی با همکاری دانشکدۀ جامعه‌شناسی و دانشکده موسیقی ارائه می‌شود اما در برخی دانشگاه‌های دیگر، این رشته هنوز هم در دل رشتۀ قوم‌موسیقی‌شناسی جای دارد.

مورد سوم شاید برای بسیاری از پژوهشگران تعیین‌کننده‌تر از موارد دیگر باشد، چرا که پیشوند «قوم» (Ethno) یادگار دوران استعماری به حساب می‌آید و آن‌ها استدلال می‌کنند که این عنوان در دل خود، جانب‌دارانه است. آن‌ها ترجیح می‌دهند که موسیقی کلاسیک غربی مانند موسیقی کلاسیک هند، ایران، ترکیه و غیره، گونه‌ای از موسیقی در نظر گرفته شود که پژوهشگران خاص خود را دارد و به صورت پیش‌فرض، با برتری از دیگران جدا نیست. دور از تصور نیست که در سال‌های آینده فعالیت پژوهشی علاقه‌مندان موسیقی زیر چترِ گستردۀ «موسیقی‌شناسی» انجام و با عنوان‌های فرعی، حیطۀ تخصصی پژوهشگر تفکیک شود.

5/5 - (2 امتیاز)
مطالب مرتبط

«رقصی به‌­یاد او»؛ چند‌سطری به بهانه‌ی انتشار و اجرای کاکوتی، اثر مرتضی حنانه، به همت امید محرابی

مرتضی حنّانه موقعیت عجیبی بین آهنگسازان هم‌نسل‌اش دارد. به همان نسبت که به واسطه‌ی فعّالیّت‌های اجرایی گسترده و گوناگون‌اش، شاید شناخته‌شده‌تر از هم‌نسلانی چون هرمز

زبان موسیقی من

زبان موسیقی من؛ مسیان و موسیقی پرندگان

پیش‌درآمد زبان موسیقی من ؛ مسیان و موسیقی پرندگان یکی از مجموعه مقالاتی است که من در خصوص آهنگسازان معاصر تألیف کرده‌ام. هدفم این است

کتاب موسیقی

جدیدترین کتاب های موسیقی
را از ما بخواهید!

وارد لینک صفحه فروشگاه کتاب ایران‌موزیکولوژی (دکمه پایین) شوید تا از جدیدترین و بهترین عنوان های کتاب دیدن فرمایید.