نگاهی به زندگینامه و زبان شخصی در آهنگسازی استاد ابوالحسن صبا
ابوالحسن صبا

نگاهی به زندگینامه و زبان شخصی در آهنگسازی استاد ابوالحسن صبا

فهرست مطالب

ابوالحسن صبا؛ نامی که در تاریخ موسیقی ایران همواره بعنوان یکی از گنجینه‌های موسیقی کلاسیک ایران از او یاد می‌شود. ابوالحسن صبا از نخستین موسیقی‌دانانی بود که توانست تحولی عظیم و بنیادین در جریان موسیقی آکادمیک و کلاسیک ایران پدید آورد؛ وجه تمایز ابوالحسن صبا از بسیاری از موسیقی‌دانان هم‌عصر خویش در آن بود که شخصیت هنری او به هیچ‌یک از حوزه‌های آهنگسازی، نوازندگی یا پداگوژی موسیقی محدود نمی‌شد؛ بلکه در هر یک از این عرصه‌ها، جایگاهی ممتاز و کم‌نظیر داشت. خلاقیت و نگاه صبا بعنوان یک آهنگساز به جهان پیرامونش بسیار عمیق و منحصر به فرد است.

او در نوازندگی، صرفا یک نوازنده خوب نبود؛ بلکه با طراحی شیوه ها و تکنیک‌های خلاقانه و نوین، تاثیر بسیاری بر نوازندگان آن سازها در آن دوره‌ی زمانی و حال حاضر بر جای گذاشت. اگر بخواهیم نبوغ وی در تدریس را توصیف کنیم، بعید است که نیازی به شرح این موضوع باشد چرا که فقط کافیست به نام شاگردان ایشان نگاهی بیاندازیم: علی تجویدی، پرویز یاحقی، حسین تهرانی، فرهاد فخرالدینی، حسین دهلوی، اسدالله ملک، همایون خرم، حسن کسائی، فرامرز پایور و بسیاری از موسیقیدانانی که پس از صبا، خود از بزرگترین چهره‌های موسیقی ایران بشمار می‌رفتند. براستی که لقب «استاد الاساتید» برازنده این نام بزرگ و ماندگار است.

کوتاه و مختصر از زندگی نامه ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا در تاریخ  14 فروردین 1281 هجری شمسی در یک خانواده اهل فرهنگ و هنر در تهران دیده به جهان گشود. پدر او ابوالقاسم صبا معروف به کمال‌السلطنه، پزشک دربار قاجار و از نزدیکان شعاع‌السلطنه، پسر مظفرالدین شاه بود و رفاقتی با درویش خان نیز داشت. او بسیار اهل ادب و فرهنگ و هنر بود و علاقه بسیاری به شعر و موسیقی داشت. به همین خاطر فرزندان خود، عبدالحسین و ابوالحسن را نیز به فراگیری موسیقی تشویق نمود و آنها را برای فراگرفتن موسیقی به نزد اساتید بزرگ زمانه خود فرستاد.

ابوالحسن صبا، ابتدا مقدمات موسیقی را نزد پدر فرا گرفت. در 3سالگی توسط ربابه روانبخش که از شاگردان حبیب سماع حضور (از نوازندگان سرشناس تمبک و سنتور دوره قاجار) بود، با تصنیف‌خوانی و تمبک‌نوازی آشنا شد. صبا در ایام کودکی بسیار به موسیقی و ساز سه‌تار علاقمند شد و هرگاه که موقعیتی پیش می‌آمد، به سراغ ساز پدرش می‌رفت و مخفیانه در تنهایی خود می‌نواخت. مادرش که از این موضوع باخبر شد، سه‌تار پدر را پنهان می‌کرد. اما فایده‌ای نداشت و صبا دوباره ساز را می‌یافت و به نواختن خود ادامه می‌داد. تا روزی که هنگام نواختن و بازی با ساز، یکی از سیم‌های ساز پاره شد. پدر که از این موضوع و از علاقه فرزندش به سه‌تار مطلع شد، به آرامی سیم ساز را عوض کرد و پس از کوک کردن ساز، یکی از گوشه‌های موسیقی ایران را برای فرزندش ابوالحسن صبا نواخت. ابوالحسن صبا از پدرش درخواست کرد که این گوشه را به او بیاموزد. سپس روز بعد، صبا این گوشه را به درستی و زیبایی در حضور پدر اجرا کرد. اینچنین شد که در سن 6سالگی برای فراگیری سه‌تار، نزد میرزاعبدالله فراهانی رفت. حدود 9سال سن داشت که جهت فراگیری تار و سه‌تار به کلاسهای درویش‌خان رفت و به موازات آن ساز کمانچه را نزد حسین‌خان اسماعیل‌‌زاده فرا می‌گرفت. سپس در دوران نوجوانی ساز سنتور را نزد علی‌اکبرخان شاهی، و ساز ویولن را نزد حسین هنگ‌آفرین فرا گرفت.

شاید پر بیراه نباشد که بدانیم؛ عبدالحسین صبا، برادر بزرگتر ابوالحسن صبا نیز سه‌تار می‌نواخت اما آن را بعنوان یک حرفه دنبال نکرد و در وزارت دارایی استخدام شد.

شاید این سوال برایتان پیش بیاید که ابوالحسن صبا به چه دلیل قادر به نواختن بساری از این سازهاست؟! طبق گفته مرحوم استاد روح‌الله خالقی، پدر ابوالحسن صبا علاقه بسیاری داشت که فرزندانش تسلط کافی به چند ساز داشته باشند. این علاقه دلایل بسیاری می‌تواند داشته باشد. اما تابحال اشاره ای به آن نشده است.

ابوالحسن صبا، در حین تحصیل در مدرسه آمریکایی، با نواختن پیانو و سلفژ آشنا شد. پس از اتمام تحصیل در مدرسه آمریکایی به مدرسه عالی موسیقی راه یافت. در آن زمان، مدیر مدرسه عالی موسیقی کلنل علینقی وزیری بوده که به تازگی از اروپا به ایران بازگشته بود. صبا در این مدرسه به علینقی‌خان وزیری در تدریس و سایر امور کمک می‌کرد. در واقع فعالیت حرفه‌ای صبا در مدرسه عالی موسیقی از آن زمان آغاز شد. این مدرسه ارکستری داشت که در آن زمان فعالیت‌هایشان را به تازگی شروع کرده بودند و در تهران و شهرستان‌ها کنسرت‌هایی را برگزار می‌کردند که صبا بعنوان نوازنده ویولن و کنسرت‌مایستر در این ارکستر حضور موثری داشت. مدتی بعد، علینقی‌ وزیری شعبه‌‌‌‌ای از مدرسه عالی موسیقی را در شهر رشت تاسیس و افتتاح نمود و صبا را به ریاست آن مدرسه منصوب کرد. نام این مدرسه در رشت «صنایع ظریفه» بود. صبا در عین حالی که ریاست این مدرسه را بعهده داشت؛ در حوزه آموزش هم بسیار موفق بود. او به کوهستان‌ها و روستاهای شمال ایران می‌رفت و بسیاری از ترانه‌ها و قطعات و آهنگ‌های محلی را گردآوری و ثبت نمود.

بخش بسیار جالب زندگی صبا فارغ از موسیقی می‌تواند داستان ازدواجش باشد. صبا با یکی از شاگردانش به نام «منتخب اسفندیاری کوه‌نور» که اهل روستای یوش استان مازندران (از توابع شهرستان نور) و دخترعموی نیما یوشیج بود، ازدواج کرد. منتخب علاوه بر موسیقی به هنرهای عروسک‌سازی و خیاطی نیز می‌پرداخت. منتخب، نوازندگی تار را نزد علی‌اکبرخان شهنازی فرا گرفت. او وقتی که 9سال داشت پدرش را از دست داد و مادرش با نصرت‌الله خواجه‌نوری که از دوستان و همکلاسی‌های قدیم ابوالحسن صبا بود ازدواج کرد. روزی صبا برای ملاقات دوست قدیمی‌اش به منزل خواجه‌نوری رفت. در آنجا از صبا خواستند تا نوازندگی منتخب را ببیند و نظر بدهد و اشکالاتش را بگیرد. منتخب که در آن زمان 14سال داشت، قطعه چهارمضرابی را می‌نوازد. صبا نیز نوازندگی او را دید و اشکالاتش را گفت؛ و پیشنهاد داد که در صورت تمایل خانواده منتخب، به او درس بدهد. خانواده منتخب نیز موافقت کردند و از آن پس صبا هفته 2 الی 3 مرتبه برای اموزش به منزل آنها می‌ رفت. پیشرفت های تحسین برانگیز منتخب سبب شد تا صبا هر روز آموزش های وی را پیگیری کند و به او آموزش دهد.

پس از گذشت مدتی، صبا به منتخب علاقمند شد. با وجود مخالفت مادر صبا، آنها به خواستگاری منتخب رفتند. اما آنجا نیز با مخالفت مادر منتخب روبرو شدند. صبا به پیشنهاد رفیق شاعرش محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)، نامه‌ای را به نصرت‌الله خواجه‌نوری نوشت و از او تقاضا کرد که با ازدواجشان موافقت کند. در نهایت، خواجه‌نوری این درخواست صبا را پذیرفت و «ابوالحسن صبا» و «منتخب اسفندیاری» در سال 1311 با یکدیگر ازدواج کردند.حاصل این ازدواج نیز سه دختر با نام‌های غزاله، ژاله و رکسانا بود. از میان خانواده استاد صبا تنها کسی که مسیر موسیقی را بطور حرفه‌ای در پیش گرفت، سید ابوالحسن میرولی (نوه ابوالحسن صبا و فرزند غزاله صبا) است که در دانشگاه‌های برکلی و سوربن در رشته نوازندگی گیتار در سبک‌های موسیقی جز و فیوژن به تحصیل پرداخت.

در نهایت ابوالحسن صبا در 29 آذرماه سال 1336 هجری شمسی بر اثر سکته قلبی در منزل خود، دیده بر جهان بست.

هنرمندان بسیاری پس از وفات صبا، آثاری را به یاد او منتشر نمودند. قطعه «کجا رفت؟» با شعر اسماعیل نواب صفا و آهنگسازی مهدی خالدی، یکی از این نمونه ها بود. از دیگر نمونه های منتشر شده؛ اثر علی تجویدی به همراه رحیم معینی کرمانشاهی است که به یاد این استان نامور تولید شده است.

شهریار در سوگ صبا چنین می‌سراید:

عمر دنیا به سر آمد که صبا می‌میرد                                ورنه آتشکده عشق کجا می‌میرد

صبر کردم به همه داغ عزیزان یا رب                            این صبوری نتوانم که صبا می‌میرد

غسل‌اش از اشک دهید و کفن از آه کنید               این عزیزی‌ست که با وی دل ما می‌میرد

به غم‌انگیزترین نوحه بنالی ای دل                                که دل‌انگیزترین نغمه‌سرا می‌میرد

از ابوالحسن صبا بعنوان صاحب و گردآورنده ردیف نیز یاد می‌شود. اگر بخواهیم مسیری که صبا در تدوین ردیف خود پیش گرفت را بررسی کنیم، می‌بینیم که چه هوشمندانه از آموزه‌های اساتید خود بهره گرفت و آن‌ها را با دیگری تلفیق نمود و ردیفی با امضای خود را تدوین و تالیف کرد. صبا ردیف موسیقی ایران را نزد اساتیدی چون میرزاعبدالله و درویش‌خان فرا گرفت. هنگام ریاست بر مدرسه صنایع ظریفه، اقدامات و تلاش‌های بسیاری جهت ثبت نغمه‎‌ها و آثار شفاهی موسیقی نواحی ایران نمود. این نیز می‌تواند، تحت تاثیر از آموزه های علینقی‌خان وزیری باشد. چرا که وزیری پیش از مدیریت بر مدرسه عالی موسیقی، برای یادگیری موسیقی آکادمیک کلاسیک به اروپا سفر کرده بود و پس از بازگشتش به ایران، تحولی عظیم در شیوه‌ی نت نگاری موسیقی ایرانی ایجاد نمود و منجر شد که بسیاری از موسیقیدانان بتوانند مفاهیم و مطالب شفاهی خود را به ثبت برسانند. همچنین از آنجایی که علینقی وزیری نت‌های نیم‌پرده‌ای یعنی سری و کرن را وارد موسیقی ایران کرد، بسیاری از ردیف‌ها در موسیقی کلاسیک ایران کاملتر شد. صبا برای ثبت نغمات و آواهای موسیقی نواحی ایران به سراغ چوپان‌ها و نی‌زن‌ها، تعزیه‌خوانان و مداحان و سایر نوازندگان و خنیاگران بومی و محلی رفت. به همین خاطر، در این مسیر توانست بسیار از نغمات را به ردیف خود بیفزاید و اینگونه بود که ابوالحسن صبا توانست برای نخستین بار، ردیف موسیقی ایرانی را برای ویولن بنویسد و «مکتب ویولن ایرانی صبا» را ابداع کند. همچنین باید یادآور شد که صبا بدلیل تبحر و مهارتش در نواختن سازهای متعددی نظیر تار، سه‌تار، تنبک، سنتور، ویولن و کمانچه؛ فنون و تکنیک‌های جدیدی را در این سازها ایجاد کرد. ناگفته نماند که صبا علاوه بر تالیف ردیف ویولن ایرانی، تالیفاتی در باب ردیف سنتور و سه‌تار نیز داشته است.

استاد صبا در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود رفاقت و دوستی‌های نزدیکی با اساتید و بزرگان فرهنگ و ادب وهنر، نظیر محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)، نیما یوشیج، روح‌الله خالقی و… داشت. این مهم قطعاً در روحیات استاد صبا تاثیرگذار بود. چرا که نشست با بزرگان ادب و هنر، می‌تواند نگاه یک هنرمند نسبت به جهان مادی و معنوی را تغییر دهد. همچنین وی در کارنامه هنری خود، سابقه همکاری‌های بسیاری را با هنرمندانی چون مرتضی‌خان محجوبی، قمرالملوک وزیری، موسی معروفی، جواد بدیع‌زاده و… دارد.

شاید جالب باشد بدانید که استاد صبا علاقه بسیاری به فرهنگ و هنر غرب داشت. به آثار نقاشی‌های رامبرانت و پیکاسو بسیار علاقه داشت. وی در مدرسه کمال‌الملک، به فراگیری نقاشی می‌پرداخت. همچنین او مهارت بسیاری در خطاطی داشت و خط شکسته نستعلیق را به خوبی می‌نوشت. صبا علاقه بسیار زیادی به ادبیات داشت و گاهای شعر می‌سرود و در میان ادیبان و نویسندگان، به آثار صادق هدایت علاقمند بود. در میان آهنگسازان کلاسیک نیز علاقه بسیاری به بتهوون داشت؛ تا حدی که مجسمه این آهنگساز آلمانی را در منزل و اتاق خود نگهداری می‌کرد. وی همچنین به زلتان کدای و بلا بارتوک (آهنگسازان مجار) و سرگئی پروکفیف آهنگساز روس نیز علاقه داشت. همچنین استاد صبا مهارت بالایی در ساخت ساز و سازگری داشت و نخستین کارگاه رسمی سازسازی که وابسته به دولت بود، به همت و پیشنهاد او بنا گردید. وی مسلط به 4 زبان انگلیسی، عربی، ترکی و فرانسوی بود. همچنین تا حدی با زبان روسی آشنا بود. استاد صبا به جانوران و پرورش گل و گیاه نیز علاقمند بود. از سایر رشته‌های مورد علاقه ایشان می‌توان به ستاره‌شناسی، شطرنج، تردستی، جواهرسازی و زرگری نام برد.

زبان شخصی در آهنگسازی استاد ابوالحسن صبا

از روزی که با موسیقی ایرانی آشنا شدم، در میان انبوهی از نام‌های آهنگسازان و نوابغ موسیقی ایران، نام ابوالحسن صبا همواره توجه مرا به خود جلب می‌کرد. همواره با خود می‌گفتم که چرا آثار او رنگ و بوی طبیعت را در خود دارند؟ در این مطلب سعی دارم با استفاده از یافته‌هایم ، جواب این پرسش خود را که شاید مورد پرسش خیلی‌ها باشد، بدهم.

به عقیده من در تمام نوشته های تاریخ موسیقی معاصر ایران، به وجه نبوغ آهنگسازی استاد ابوالحسن صبا نسبت به تجربیات، خدمات و کارهای او در این زمینه بسیار کم توجهی شده است. اگر از وجوه نوازندگی و آموزگاری استاد ابوالحسن صبا بگذریم، بی‌شک او یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان ایران در عصر حاضر است و تحولاتی عظیم در آهنگسازی موسیقی کلاسیک ایران آفرید. اگر بخواهیم تاریخ موسیقی ایران را تحلیل و بررسی کنیم بدون اغراق می‌توانیم بگوییم که آهنگسازی موسیقی کلاسیک ایران به دو بخش تقسیم می‌شود؛ آهنگسازی موسیقی کلاسیک ایران قبل از صبا و بعد از صبا. مطمئناً در این میان نمی‎توانیم نقش کلنل علینقی‌خان وزیری را منکر شویم. اما آن چیزی که صبا را از وزیری متمایز می‌سازد، تفاوت نوع نگاه این دو، به مقوله هنر می‌باشد.

بدون هیچ اضافه گویی ترجیح می‌دهم مستقیماً برویم سراغ اصل مطلب. در آثار صبا همواره مسئله‌ای که برایم حائز اهمیت بود، نگاه و استفاده او از طبیعت و جهان پیرامونش بود. پیش از آنکه وارد بحث تحلیل فنی آثار وی شویم، کافیست نگاهی به نام آثار صبا بیاندازیم. قطعاتی همچون زرد ملیجه، در قفس، به زندان، سامانی، زنگ شتر، کاروان و… . از نام آثار او می‌توان فهمید که منبع الهام صبا جهانیست که در آن زیست مادی دارد. هر یک از ساخته‌های او که از آن یاد شد، داستان‌هایی جالب و منحصر به فردی دارند.

استاد صبا قطعه «زرد ملیجه» را هنگام اقامت خود در استان گیلان نوشت. این موضوع نشان دهنده تاثیر محیط زندگی بر روحیات و آثار یک آهنگساز است. در زبان گیلی، «زرد ملیجه» به معنای گنجشک زرد است. قطعه  «کوهستانی» را نیز در همان زمان نوشت. این اثر نیز تجسمی از چوپانی است که هنگام غروب گوسفندانش را گرد هم جمع می‌کند. قطعه «کاروان» نیز با حرکات خشک پیتزیکاتوی سازهای زهی، می‌تواند برای مخاطب یادآور حرکت دسته‌های شتر باشد. قطعه «در قفس» نیز همانند تقلای مرغی‌ست که در قفسی اسیر است و می‌خواهد از آنجا نجات پیدا کند و رها شود. قطعه «سامانی» نیز طبق فرموده استاد علی تجویدی، هنگام ورودش به منزل استاد صبا نوشته شده است. هنگامی که تجویدی به محضر صبا، شرف حضور یافت، درب اتاق صبا را بست. در آن حین، صدای لولای در، توجه صبا را به خود جلب نمود. صبا به تجویدی گفت که درب را باز و بسته کند. تجویدی نیز این عمل را انجام داد. سپس صبا، این صدا را روی ویولن خود تقلید کرد. اینطور شد که تم قطعه «سامانی» خلق شد. پس از دو هفته که تجویدی مجدداً در منزل صبا حضور یافت، صبا به تجویدی گفت: «آن قطعه‌ای را که دو هفته پیش تم‌ش را در حضورت نواختم را به سامان رساندم؛ و نامش را گذاشتم: سامانی»

نه فقط آثار صبا، بلکه خود صبا، انقلابی بزرگ در آهنگسازی موسیقی کلاسیک ایران رقم زد. صبا به جامعه موسیقی و آهنگسازان کلاسیک ایرانی یاد داد که هرگز نباید نگاه متعصبانه به علوم نظری و حتی عملی موسیقی داشت. با ورود علوم نظری موسیقی توسط علینقی وزیری و سایر موسیقیدانان آن دوره، بسیاری از اساتید موسیقی ایرانی و حتی بسیاری از ردیف‌دانان و مولفان ردیف، علوم نظری موسیقی کلاسیک غربی را تهدیدی جدی برای موسیقی ایران می‌دانستند. اما بزرگانی چون وزیری و صبا این تهدید را به فرصت تبدیل کردند. نه در حرف و زبان؛ بلکه در عمل. صبا هرگز با کلام خود به این نگاه‌های متعصبانه پاسخ نداد؛ بلکه آنها را در آثارش بیان نمود.

صبا به علوم و مبانی نظری موسیقی کلاسیک و آهنگسازی تسلط داشت. در عین حال دارای دانش قابل توجهی در زمینه موسیقی دستگاهی ایران بود. همین دو موضوع؛ یعنی تسلط کافی بر علوم نظری موسیقی کلاسیک غرب و تسلط کافی بر موسیقی دستگاهی ایران، برای تعریف یک جریان عظیم در موسیقی ایران کافی بود. صبا با تلفیق این دو علم، تحول عظیمی در موسیقی دستگاهی ایران ایجاد کرد و کمک شایانی به حفظ و حراست از موسیقی دستگاهی و کلاسیک ایران؛این گنجینه مهم ملی نمود. یکی از اقدامات بسیار مهم صبا، تحقیقات و ثبت بسیاری از نواها و آهنگهای مناطق طبیعی شمال کشورمان است. وی برای ثبت بسیاری از نغمات و قطعات نواحی شمال ایران، به آن مناطق سفر می‌کرد و اطلاعات قابل توجهی را از چوپان‌ها، خنیاگران بومی، مداحان، تعزیه‌خوانان و… بدست می‌آورد. او عنایت بسیار ویژه‌ای به رسم تعزیه داشت و معتقد بودند که تعزیه، موسیقی ایران را حفظ کرده است. البته به رسم احترام جا دارد از زحمات و خدمات علینقی‌خان وزیری را به موسیقی کلاسیک ایران، یاد کنیم. قطعاً تلاش وزیری و صبا به موازات یکدیگرموجب این تحولات گردید. صبا در آهنگسازی بر آهنگسازان پس از خود و حتی دوستان و هم‌عصران خود نیز تاثیر بسزایی گذاشت. پس از او بسیاری از آهنگسازان موسیقی کلاسیک ایران، بسیاری از فرم‌های موسیقی کلاسیک غرب را در آثار ارکسترال و یا آنسامبل و یا سولوهای خود استفاده نمودند و بسیار هم موفق بودند و این نوع نگاه تا به امروز نیز وجود دارد. نگاه به لیست قطعات بسیاری از آهنگسازان موسیقی کلاسیک ایرانی مؤید درستی این موضوع است. در میان این آثار، قطعاتی را میبینیم که در فرم‌های موسیقی کلاسیک و حتی ارکسترهای کلاسیک اما در دستگاه‌های موسیقی ایرانی نوشته شده است. به عنوان نمونه؛ قطعه «کاپریس برای پیانو و ارکستر» اثر مرحوم استاد مرتضی حنانه؛ و یا «کنسرتو برای تار و ارکستر» اثر استاد فرهاد فخرالدینی و ده‌ها و صدها مجموعه و آثار دیگر.

همواره هنری که از هیچ تولید شود و به کمال برسد، بسیار زیباتر از هنری‌ست که بی‌دغدغه و صرفاً بر اساس معیارهای زیبایی‌شناسانه بیان شود. آثار صبا از این دست هنرها بود. هنری که از هیچ و یا از یک سوژه بسیار ساده خلق می‌شد و به کمال می‌رسید. صبا مرز میان یک هنرمند و یک انسان عادی را مشخص و تفکیک نمود. او مشخص کرد که یک هنرمند باید چگونه به اطرافش و به جزئیات محیطی که در آن قرار دارد نگاه کند. یک انسان عادی هیچ حس و ایده‌ای نسبت به صدای باز و بسته شدن در ندارد. حتی در بیشتر مواقع ممکن است این صدا انسان را آزار دهد. اما برای یک هنرمند نابغه، این صدای به ظاهر ساده می‌تواند سرچشمه و منبع الهام و ایده باشد. اما نکته‌ی بسیار بسیار مهم اینجاست که چطور می شود که همان کسانی که این صدا را آزاردهنده می‌دانند؛ از قطعه «سامانی» ابوالحسن صبا لذت زیادی می‌برند؟! پاسخ این سوال بسیار ساده است. صبا هرگز به تقلید از محیط پیرامون و جغرافیایی که در آن قرار داشت نمی‌پرداخت.- اگر هم می‌پرداخت اصلا جای اشکال نبود. چرا که این موضوع، امروزه در موسیقی معاصر و آتنال وجود دارد. این نوع موسیقی معمولاً به تقلید عینی از سوژه می‌پردازد. صبا احساساتش از سوژه را دریافت کرده و پس از تحلیل و بررسی در ذهن، با استفاده از عناصر و قابلیت‌های موسیقایی و تلفیق آنها با یکدیگر آن را زیباتر و با تزئینات بیشتری بیان می‌کرد.

مطلب بسیار مهم دیگر در زبان شخصی آهنگسازی صبا، سازبندی و ارکستراسیونش است. قدرت سازبندی صبا نسبت به آهنگسازان هم‌عصر خویش نسبتاً بیشتر و قوی‌تر بود. یکی از مهمترین دلایل این مزیت، توانایی و تسلط صبا بر نواختن چند ساز از چند گروه مهم است. علاوه بر صبا، وزیری، خالقی و برخی از شاگردان آنها نیز تسلط قابل توجهی بر ارکستراسیون داشتند. چرا که آنها ارکستراسیون و سازبندی را نه فقط از روی کتاب، بلکه بصورت عملی نیز تجربه می‌کردند. صبا تسلط بسیاری بر سازهای زهی آرشه ای (مانند ویولن و کمانچه)، سازهای زهی زخمه‌ای و زهی مضرابی (مانند سه‌تار، تار و سنتور) و سازهای کوبه‌ای همچون تمبک داشت. طبیعتا تسلط بر این گروه‌های مهم سازی سبب افزایش دانش عملی ارکستراسیون و سازبندی می‌شود.

یکی از نکات قابل توجه دیگر که در خصوص صبا و آثارش بسیار مهم است، شناخت و درک و تسلط او بر وزن و ریتم، به ویژه وزن و ریتم در موسیقی ایران است. وی در ساز تمبک، تسلط بالایی داشت. مرحوم استاد حسین تهرانی از بزرگان تمبک نوازی ایران، نیز از شاگردان استاد صبا بود. صبا در طول تحقیقات میدانی خود از مناطق شمال کشور که پیش‌تر نیز به آن اشاره شد، خیلی از ریتم‌ها و وزن‌های لنگ را در موسیقی نواحی ایران کشف نموده و در آثار و ردیف‌های خود، از آنها استفاده نمود.

مطلب بسیار مهم دیگری که زبان شخصی آهنگسازی استاد صبا را تحت تاثیر قرار می‌دهد، تسلط و دست داشتن او بر سایر هنرها و کارهای روزمره هست. این موارد شاید کمی ساده بنظر برسد اما در حقیقت تاثیر بسیار زیادی بر شخصی سازی آثار یک هنرمند دارد. همانطور که پیش‌تر در نگاهی مختصر و کوتاه به زندگینامه استاد صبا اشاره شد، وی اهل نقاشی و خط نیز بودند. به عقیده من نقاشی (و تا حدی خوشنویسی) بر آهنگسازی به ویژه بر جنبه‌های هارمونی و ارکستراسیون اثرگذار است. چرا که در واقع هارمونی، رنگ آمیزی ملودی است و ارکستراسیون، رنگ آمیزی کل ارکستر است.

پیشتر گفتیم که صبا اهل ادبیات و شعر بود و شعر می‌سرود. درک و فهم ادبیات کمک زیادی به شناخت ریتم‌ها و جمله بندی‌ها می‌کند. یقیناً دوستی و رفاقت وی با بزرگانی چون استاد شهریار و علی اسفندیاری (نیما یوشیج)، در بدست آوردن و تکمیل نمودن زبان شخصی اش بی‌تاثیر و یا کم‌تاثیر نبوده است. جالب است بدانیم که نیما یوشیج که از دوستان ابوالحسن صبا بوده، پدر شعر نوی ایران لقب گرفت و این در حالیست که از ابوالحسن صبا نیز بخاطر تحولاتی که در موسیقی کلاسیک ایران ایجاد کرده، در برخی از منابع بعنوان «نیمای موسیقی ایران» یاد شده است.

علاوه بر همه آنچه گفته شد؛ تحقیقات میدانی استاد صبا، صرفاً به شمال ایران ختم نمی‌شود. او برای ثبت بسیاری از گوشه‌ها به نقاط مختلف کشور سفر می‌کرد و بسیاری از گوشه‌ها را به ردیف موسیقی ایران افزود. گوشه‌هایی همچون «شهابی» در آواز بیات ترک، که این گوشه به یاد «شهاب‌السادات» از خوانندگان و مشروطه‌خواهان ایرانی نامگذاری شد و یا گوشه‌های «امیری» و «دیلمان» که برگرفته از موسیقی نواحی مناطق مازندران و گیلان هستند را وی برای نخستین بار وارد ردیف موسیقی ایرانی نمود و در آثار و در ردیف اول و دوم ویولن خود، استفاده و منتشر نمود.

و در این میان نکته‌ای متمایز و حائز اهمیت آن است که صبا، بعنوان یک هنرمند، همه ابزارهای فنی، تکنیکی و هنری و خلاقیت خود را در خدمت دغدغه‌هایش قرار می‎داد. حال این دغدغه ممکن است حال شخصی خود باشد و یا حال عمومی جامعه و جغرافیایی که در آن زندگی می‌کرد. این نکته‌ی مهم بنظرم از هر جنبه‌ی مهم دیگری که در زندگی کاری و هنری استاد صبا دیدیم و به آن اشاره کردیم مهمتر است.

فارغ از همه‌ی بحث‌های فنی و تکنیکی، صبا به تنهایی می‌تواند الگویی برای یک جامعه هنری باشد. صبا، نه فقط برای اهالی موسیقی، بلکه برای همه اهالی هنر می‌تواند الگو باشد. همانطور که سرزمین ما، هر هنری دارای هنرمندانی شاخص است که هریک صاحب دغدغه و اندیشه هستند. بر خود واجب می‌دانم که پس از نوشتن این مطالب و بررسی زندگی شخصی و کاری استاد صبا، از طرف خود و همه دوستداران و ارادتمندان استاد صبا، از این بزرگمرد هنر این سرزمین تشکر و قدردانی کنم. ما ابوالحسن‌خان صبا را ندیدیم؛ اما بسیار از او آموختیم.

صبا به ما یاد داد که می‌توان از هیچ، یک اثر بزرگ و ماندگار خلق کرد. او به ما آموخت که یک اثر خوب، صرفاً با یک ملودی و یک هارمونی درست، کامل نمی‌شود. از صبا آموختیم که می‌شود از عناصر آزاردهنده‌ی جهان مادی، زیبایی ساخت.

یقیناً بررسی کامل زندگی، آثار و خدمات استاد ابوالحسن‌خان صبا به موسیقی کلاسیک ایران را نمی‌توان در یک متن و یا یک مقاله گنجاند. اما خوشحالم از اینکه نوشتن این متن، فرصتی شد تا از وی بابت همه خدماتش به موسیقی کلاسیک ایران تشکر کنیم و یاد و نامش را زنده نگه داریم.

منابع

3.7/5 - (23 امتیاز)
مطالب مرتبط
حمیدرضا گلستانی‌ثانی

حمیدرضا گلستانی‌ثانی

وبسایت ایران‌موزیکولوژی، در راستای آشنایی بیشتر با موسیقیدانان فعال و حاضر در فضای موسیقی کشور، با برخی از آنها به نمایندگی از این نسل پویا

یک پاسخ