مدیریت هنری یا مدیر برنامه پدیدهایست که در قرن بیستم شکلی جدی و پررنگ به خود گرفت و رفته رفته به بخشی جدایی ناپذیر از مسیر شغلی یک هنرمند تبدیل شد. بهطوریکه امروزه بصورت آکادمیک رشتهای به این موضوع اختصاص داده شده است. در کشور ما نیز رشته ای با این عنوان برای تحصیل علاقهمندان وجود دارد اما رشتههای تخصصیتر مانند مدیریت موسیقی همچنان غایب هستند. این نوشتار با اتکا به دو مقاله مدیریت موسیقی چیست؟ و نقش مدیر موسیقی در حرفه هنرمند نوشته شده است.
مدیر برنامه کیست؟
مدیر برنامه مسئول کمک به موسیقیدانها برای ساختن حرفه ی خود از طریق یافتن فرصتها، کمک به توسعه برند آنها و مذاکره در قراردادها است و عملیات روزانه کسب و کار هنرمند را نیز مدیریت میکند. با این حال، مدیران برنامه لزوما بازاریاب موسیقی نیستند و مسئولیت تبلیغ موسیقی هنرمند برعهده آنها نیست، مگر اینکه در بازاریابی و تبلیغات نیز تخصص داشته باشند. در ادامه به جوابی برای سوال «مدیریت موسیقی چیست؟» میپردازیم و بینشی در مورد نقش، مسئولیتها، ابزارها و مجموعه مهارتهایی که یک مدیر یا تیم مدیریتی خوب ارائه میدهد، فراهم میکنیم. یک نوازنده موفق قبل از اینکه بتواند پولی به دست بیاورد نیازمند یک شبکه ارتباطات قدرتمند است. مدیران برای ایجاد روابط با سایر موسیقیدانها، ناشرین، مروجین(پروموتر)، سالنها و دیگر چیزهایی که ممکن است با داشتن این ارتباطات و همچنین ارائه حرفهای موسیقی و برند شما در یافتن کار کمک کنند، ضروری هستند.مدیران باید بدانند دنیای موسیقی چگونه کار میکند تا بتوانند به طور مؤثر با کمپانیهای ضبط و مکانهای نمایش آثار مذاکره کرده و مبلغ هنرمندان خود باشند. آنها همچنین باید بیاموزند که چگونه با افراد، خواه طرفدار، روزنامه نگار ویا متخصص صنعت موسیقی، ارتباط موثر برقرار کنند.
مدیر برنامه وظایف گستردهای دارد؛ برنامه ریزی شغلی: مدیران به هنرمندان کمک میکنند تا اهداف شغلی خود را تعریف کنند و یک برنامه راهبردی برای دستیابی به آنها داشته باشند. مذاکره در قراردادها: مدیران به نمایندگی از هنرمند پای میز مذاکره مینشینند و اطمینان حاصل میکنند که شرایط مطلوب و به نفع هنرمند است. برنامهریزی اجراها: مدیران با نمایندههای مرتبط با هماهنگی اجرا همکاری میکنند تا اجرای زنده و تورها را برای هنرمند تضمین کنند. بازاریابی و تبلیغات: مدیران بر بازاریابی و تبلیغ (پروموت) هنرمند، من جمله رسانههای اجتماعی، بیانیههای مطبوعاتی و کمپینهای تبلیغاتی نظارت میکنند. مدیریت مالی: مدیران اغلب جنبههای مالی حرفه یک هنرمند را مدیریت میکنند که شامل بودجه بندی، برنامه ریزی مالی و اطمینان از اینکه هنرمند برای کار خود دستمزد دریافت می کند میشود. همچنین لازم است که یک مدیر مهارتهای مشخصی را برای رسیدن به موفقیت دارا باشد، از جمله: مهارت ارتباطی: مدیران باید توانایی ارتباط موثر، مختصر و بجا را داشته باشند. این بدان معناست که آنها باید بتوانند با دقت گوش دهند و به درستی پاسخ دهند. مهارت مذاکره: لازمه یک مدیر توانایی مذاکره است. آنها باید محرکهای رفتاری افراد و چگونگی متقاعد کردنشان را بفهمند. مهارت مدیریت زمان: مدیران به مهارت مدیریت زمان خوبی نیاز دارند چون که اغلب چندین پروژه را به طور همزمان انجام میدهند. در نتیجه باید وظایف را اولویت بندی و زمان خود را به درستی مدیریت کنند.
تبدیل شدن به یک مدیر موسیقی معمولاً به ترکیبی از دانش صنعتی، هوش تجاری و طیف وسیعی از مهارتهای ارتباطی نیاز دارد. بسیاری از مدیران موفق خود پیشینهای در زمینه موسیقی یا تجارت دارند و شبکهای از ارتباطات صنعتی ایجاد میکنند. مدیران مشتاق میتوانند با تحصیل در حوزه مرتبط، کارآموزی در یک شرکت ضبط یا مدیریت هنری، ویا با اخذ مدیریت گروههای موسیقی و هنرمندان محلی، تجربه کسب کنند. برای هنرمندان مستقل، یک مدیر می تواند نقش مهمی در ایجاد حرفه خود از پله اول داشته باشد. آنها می توانند در همه چیز از برنامهریزی اجرا تا برگزاری تور، تبلیغ موسیقی و ایجاد پایگاه طرفداران کمک کنند. برای هنرمندانی که با یک شرکت ضبط قرارداد امضا کردهاند، نقش مدیر میتواند بیشتر بر ارتباط با ناشر و حصول اطمینان از به ثمر رسیدن علایق و اهداف هنرمند متمرکز باشد.
مدیر برنامهها چگونه میتوانند در مسیر حرفهای گروهها (بندها) و خوانندگان تاثیر داشته باشند؟
صنعت موسیقی یک اکوسیستم پیچیده است و یکی از مولفههای کلیدی در مسیریابی آن میتواند نقش مدیربرنامه باشد. این گروه کارشناسان صنعت موسیقی میتوانند به عنوان نقطه اتصالی که بخشهای مختلف حرفه ی یک هنرمند را به هم متصل میکند عمل کنند و پشتیبانی، راهنمایی و تخصص در زمینههای مختلف تجارت موسیقی را به آنها ارائه دهند. این مقاله به نقش مدیربرنامه، وظایف وی و اینکه تا چه حد میتواند بر حرفه یک هنرمند تأثیر بگذارد، میپردازد. مسئله مدیریت در صنعت موسیقی به حدی جدی و تخصصی است که رشتهای با محوریت مدیریت کسبوکار و کارآفرینی موسیقی در برخی کشورها، مانند انگلستان، بوجود آمده. مدیریت موسیقی، درست مثل صنعت موسیقی، در طول سالیان با تکامل قابل توجهی روبهرو شده. در دوران ابتدایی صنعت موسیقی، مدیران اغلب نقش عملیتری را ایفا میکردند، حتی گاهی به عنوان تهیه کننده موسیقی و درجاهای دیگر در انتخاب قطعهها برای اجرا، نقش داشتهاند. همانطور که خود صنعت رشد کرده و پیچیدهتر شده، نقش یک مدیر نیز پررنگتر شده است. مدیران از یک نظارت ساده بر حرفه هنرمند به شکل دادن متناوب به آن رسیده و از دانش صنعتی و ارتباطات خود برای هدایت هنرمندان به سمت موفقیت استفاده میکنند. نمونههای قابل اشاره از مدیران موفق دوران پیشین عبارتند از برایان اپستین، مدیر گروه بیتلز، و سرهنگ تام پارکر، که مدیریت الویس پریسلی را بر عهده داشت. نقش مدیر موسیقی بسته به ژانر میتواند بسیار متفاوت باشد. به عنوان مثال در موسیقی پاپ، حضور یک مدیر در شکل دادن به تصویر یک هنرمند در میان اذهان و استراتژی بازاریابی وی ممکن است شدیدتر باشد. در مقابل، در ژانرهایی مانند ایندیراک یا فوک، مدیر ممکن است بیشتر روی برنامهریزی اجراها و مذاکره در قراردادها تمرکز کرده و دست هنرمند را در بخش خلاقیت هنری باز بگذارد.
مدیربرنامهها اغلب قهرمانان گمنام در زندگی هنرمندان موفق هستند. آنها به طور خستگی ناپذیر در پشت پرده کار می کنند و اطمینان حاصل می کنند که هنرمندانی که نمایندهشان هستند بتوانند بر خلاقیت و عملکرد خود تمرکز کنند. پس میتوان گفت مدیران سمت و سوی تجاری حرفه یک هنرمند را مدیریت می کنند، که شامل قرارداد و مذاکرات مربوط به آن، برنامهریزی کنسرتها، و ارتباط با شرکتهای ضبط میشود. آنها همچنین نقش مهمی در بازاریابی و ارتقای سطح هنرمند دارند و به ساخت یک برند و افزایش دیده شدن در صنعت کمک میکنند. اگرچه ارزشش را دارد که هنرمندان خود با حوزههای تجاری موسیقی آشنا باشند، اما داشتن یک مدیر حرفهای برای ارائه ی بینش و پشتیبانی نیز خالی از لطف نیست. مدیران موسیقی در جایگاه خود با چالشهای متعددی روبرو هستند. این چالشها می تواند شامل مذاکره بر سر منصفانه بودن قراردادها با تهیه کنندگان موسیقی، تضمین اجراهای پرسود، و اداره انتظارات هنرمندان باشد؛ همچنین، باید مسیر خود را در چشم انداز صنعت موسیقی که به طور قابل توجهی تحت تأثیر سرعت گسترش هرروزه فناوری دیجیتال و خدمات پخش در حال تغییر است، پیدا کنند. مدیریت بخش ضروری یک حرفه موسیقایی موفق است. یک مدیر خوب میتواند به یک هنرمند کمک کند تا پیچیدگیهای صنعت موسیقی، از درک قراردادها تا ایجاد روابط با بازیگردانان کلیدی صنعت را، پشت سر بگذارد. آنها راهنماییهای راهبردی ارائه می دهند که به هنرمندان کمک می کند تا برای مسیر شغلی خود تصمیمات آگاهانهای بگیرند. علاوه بر این، مدیران اغلب به عنوان حائلی بین هنرمند و بخش تجاری صنعت عمل کرده و از منافع هنرمند محافظت میکنند و اطمینان حاصل میکنند که با آنها منصفانه رفتار شود.
پیدا کردن مدیر مناسب گامی مهم در حرفه یک هنرمند است. مدیر مناسب باید درک عمیقی از صنعت موسیقی، هوش تجاری قوی و اشتیاق واقعی به موسیقی هنرمند داشته باشد. آنها همچنین باید ارتباطات خوبی در دنیای موسیقی داشته، قابل اعتماد باشند و عزم کافی برای دفاع از منافع هنرمند را داشته باشند. هنگام جستجوی یک مدیر، هنرمندان باید سوابق مدیر، سبک ارتباطی آنها و اینکه آیا دیدگاه آنها با اهداف شغلی خودشان مطابقت دارد را در نظر بگیرند. همچنین داشتن یک رابطه شخصی خوب با مدیر بسیار مهم است، زیرا قرار است که از نزدیک با هم کار کنند.
عقد قرارداد بین مدیر و هنرمند نیز بخشی بسیار مهم است. قرارداد مدیر موسیقی یک توافق نامهی قانونی مهم بین هنرمند و مدیر است که وظایف مدیر، مدت قرارداد و نحوه پرداخت غرامت به مدیر را مشخص میکند. همچنین اکثر مدیران درصدی از درآمد ناخالص هنرمند را دریافت میکنند که معمولاً بین ۱۵ تا ۳۰ درصد است. قبل از امضای قرارداد، هنرمندان باید شرایط را به طور کامل بررسی کنند و به دنبال مشاوره حقوقی باشند. بسیار مهم است که هنرمند بفهمد با چه چیزی موافقت میکند، زیرا این قرارداد میتواند به طور قابل توجهی روی شغل وی تأثیر بگذارد. مدیران موسیقی نقشی اساسی در حرفه یک هنرمند دارند. چه یک هنرمند نوظهور ویا یک بازیگر شناخته شده باشد، داشتن یک مدیر خوب در کنار ایشان می تواند یک تغییر بزرگ برای حرفه هنری باشد.
مثالی از نقش مدیران در صنعت موسیقی
[اسکوتر براون، مدیر برنامه سابق جاستین بیبر: اسکوتر براون، یک مدیر اجرایی در حوزه استعدادیابی و سرگرمی، در سال ۲۰۰۷ زمانی که بیبر یک نوجوان بود و ویدیوهای آواز خواندن خود را در یوتیوب منتشر می کرد، وی را کشف کرد. براون بلافاصله تحت تأثیر استعداد تراش نخورده بیبر قرار گرفت و پتانسیل تبدیل شدن به یک ستاره بزرگ را در او دید. سپس با مادر بیبر تماس گرفت و او را متقاعد کرد که به او اجازه دهد بیبر را که در آن زمان در کانادا زندگی می کرد، به شهر آتلانتا واقع در ایالت جورجیا ببرد تا چند نسخه آزمایشی (دمو) ضبط کنند. به محض رسیدن به آتلانتا، براون بیبر را به آشر، خواننده سبک پاپ و R&B معرفی کرد که او نیز بلافاصله تحت تأثیر استعداد خواننده جوان قرار گرفت. این منجر به یک جنگ برسر امضای قرارداد بین آشر و جاستین تیمبرلیک که قصد داست بیبر را از چنگ آنها در بیاورد شد.
در نهایت، پیشنهاد آشر موفقیت آمیز بود و بیبر با گروه رسانهای ریموند براون که یک سرمایهگذاری مشترک بین آشر و براون بود به توافق رسید، و سپس قرار داد ضبط با آیلند ریکوردز که توسط ال ای رِید پیشنهاد شد، امضا شد. براون نقش مهمی در اوایل حرفه بیبر ایفا کرد و مسیر او را به سمت ستاره شدن و رشد سریع او به سوی شهرت را هموار کرد. او به شکل دادن به تصویر بیبر کمک کرد، روابط او با شرکت های ضبط موسیقی را مدیریت کرد و بر بازاریابی و تبلیغ او نظارت داشت. تصمیمات راهبردی براون، مانند ادامه استفاده از یوتیوب بعنوان اهرمی مهم برای ارتباط با طرفداران، نقش مهمی در موفقیت بیبر داشت. شیوه ی مدیریتی که براون برای بیبر به کار برد نیز اهمیت ارتباط شخصی بین یک هنرمند و مدیر را برای رسیدن به موفقیت نشان داد. براون در قامت یک مربی و پدر برای بیبر ظاهر شد و او را از نظر حرفهای و شخصی راهنمایی و پشتیبانی کرد. این رابطه نزدیک به براون اجازه داد تا چشم انداز و اهداف بیبر را درک کند و او را قادر ساخت تا حرفه بیبر را به گونهای هدایت کند که با ارزشها و آرزوهای شخصی او همسو باشد. با این حال، رابطه بین براون و بیبر چالشهایی را به همراه داشت که میتواند در روابط هنرمند و مدیر رخ دهد. همانطور که بیبر در سنین جوانی شروع به دست و پنجه نرم کردن با فشارهای شهرت کرد، براون هم مجبور شد تعادلی بین حفظ منافع بیبر با ملزومات صنعت موسیقی بوجود بیاورد. علیرغم تمامی اینها، مدیریت براون در حرفه بیبر مؤثر واقع شد و به او کمک کرده تا پیچیدگیهای صنعت موسیقی را طی کند و به ستارهای جهانی تبدیل شود.
پیتر گرانت، مدیر برنامه لد زپلین: گرانت با شیوه برخورد منحصر به فرد و دانش و تجربه خود، توانست قراردادهای بزرگ و بی سابقهای را برای لد زپلین به دست آورد، و به شکل وسیعی به بهبود وضعیت دستمزد و شرایط قرارداد برای همه موسیقیدانهایی که در تعامل با مروج (پروموتر) کنسرتها بودند کمک کرد به طوری که عرف قراردادها و نقش مدیربرنامهها به قبل و بعد وی تقسیم شد و برای همیشه تغییر کرد. گرانت به عنوان یکی از زیرکترین و بی رحمترین مدیران تاریخ راک شناخته میشود. گرانت به لد زپلین ایمان راسخی داشت. برخلاف برخی دیگر از مدیران آن دوره، او هرگز مشتریان خود را با بهره کشی برای سود کوتاه مدت به خطر نمیانداخت، در عوض همیشه منافع آنها را در اولویت قرار میداد و مدیری بود که سود را با اعضای گروه بطور مساوی تقسیم میکرد. نقش گرانت به حدی کلیدی بود کهتردید وجود دارد که لد زپلین بدون گرانت به این اندازه موفق میشد یا نه! او در مورد قرارداد پنج ساله با آتلانتیک رکوردز نقش اصلی را ایفا کرد. گرانت قویاً معتقد بود که گروهها میتوانند با تمرکز بر روی آلبومها و نه تک آهنگها، پول بیشتری به دست آورند و شأن و شایستگی هنری بیشتری داشته باشند. اجرای زنده برای او مهمتر از حضور در تلویزیون بود. بطوریکه اگر کسی میخواست لد زپلین را ببیند، باید اجرای آنها را شخصاً تجربه کند.
همه چیز درباره کیپاپ ما را به تامل وا میدارد: پدیده موفق K-POP چیزی فرای جادوی موسیقی است و برای تحلیل موفقیت گروهها و خوانندههای کرهای باید عمیقتر فکر کرد. BTS، یک نمونه جهانی کمنظیراست. همینطور BLACKPINK، که در یکی از بزرگترین فستیوالهای موسیقی آمریکا، Coachella برای اجرای اصلی حضور داشته است. این تازه شروع کار بود. گروههای نسل چهارم مانند IVE، NewJeans و LE SSERAFIM به دنبال آنها، به موفقیتهای جهانی پیاپی دست مییابند و K-POP را به سمت دوره طلایی بیسابقه سوق میدهند. مقالات متعددی در رابطه با ابعاد مختلف طلوع گروههای کرهای، خصوصاً از بعد مدیریتی، نوشته شده است و موشکافی موفقیت کرهی کرهکره ایموشکافی موفقیت K-POP بحث مفصلی است که از حوصله این بحث خارج است. مقصود از اشاره به این مورد تنها یادآوری این موضوع بود که برای رسیدن به موفقیتی این چنینی، نیاز به تیم مدیریت عظیم با ساختاری نظاممند، انکار ناپذیر است].
کلام آخر
مدیریت موسیقی اصطلاحی است که برای توصیف فرآیند مدیریت حرفه موزیسینها استفاده میشود و به کسی که در این زمینه فعالیت میکند مدیر برنامه گفته میشود. این اصطلاح شامل همه موارد از برنامهریزی برای اجراها تا مذاکره بر سر قراردادها میشود. مدیران باید با تمامی مشتریان خود بصورت یکبهیک کار کنند تا مطمئن شوند که نیازهای آنها برآورده شده است. آینده مدیریت موسیقی احتمالاً با افزایش مداوم فناوری دیجیتال شکل خواهد گرفت. پدیده هوش مصنوعی روی تمامی حرفهها تاثیر گذاشته و مدیریت موسیقی نیز از این قاعده مستثنا نیست. به احتمال زیاد فراگیری بهره بردن از علوم مرتبط با هوش مصنوعی قدم بعدی در راه یک مدیر موسیقی است. مدیران باید در استفاده از رسانههای اجتماعی و streaming platforms برای تبلیغ مشتریان و هنرمندان خود و تعامل با طرفداران چیرهدست باشند. آنها همچنین باید نیم نگاهی به پیچیدگیهای حقوقی و حق امتیاز موسیقی دیجیتال که هرروز در حال تغییر است داشته باشند.
منابع/ مدیر برنامه موسیقی
DCR. (2022, July 23). What is Music Management? – DCR. DCR. https://downersclub.com/2022/07/23/what-is-music-management/
ICMP. (2023, October 23). The Role of Music Managers in an Artist’s Career. ICMP. https://www.icmp.ac.uk/blog/role-music-managers-artists-career


