صفحه نخست

موسیقی، علم یا هنر؟ هدف و نقش آن چیست؟

مقدمه

همانطور که میدانیم ژان فیلیپ رامو تئوریستین و آهنگساز فرانسوی که در سال ۱۶۸۳ چشم به جهان گشوده و در سال ۱۷۶۴ در پاریس چشم از جهان فروبست، به عنوان یکی از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی و همچنین اولین تئوریستین هارمونی کلاسیک شناخته می‌شود. جان فیلیپ رامو (J.Ph. Rameau) در نامه‌ی خود به آنتوآن هودار (Antoine Houdar de la Motte) در سال ۱۷۲۷، موسیقی خود را علم در قالب پیچیدگی هنر توصیف میکند: «خواهید دید که بدین‌سان، در هنر مبتدی و تازه کار نیستم و به نظر نمی‌رسد که بسیار از کیسه‌ی دانشم [علم] در قطعاتم خرج کنم، در قطعاتی که در آن می‌کوشم هنر را جامعه‌ی هنر بپوشانم.»

ژان فیلیپ رامو ایران موزیکولوژی
ژان فیلیپ رامو

موسیقی، علم یا هنر؟ هدف و نقش آن چیست؟ چرا موسیقی برای انسان‌ها مهم است؟ این پرسش‌ها اساسی است که در این نوشته سعی بر بررسی آن داریم.

 موسیقی، علم یا هنر؟

در عصر روشنایی (باروک) روشنفکران و صاحب نظران با یکدیگر اتفاق نظر نداشته‌اند به طوری که: موسیقی در چیکیده‌ي موسیقی (۱۶۱۸) اثر رنه دسکارت، دیگر نه بعنوان یک علم بلکه به عنوان یک هنر یاد می‌شود و او نقش موسیقی را بیان احساسات می‌داند، اما از سوی دیگر جان فلیپ رامو با استفاده از مشاهدات علمی فیثاغورث ( نصف کردن سیم و به دست آوردن هارمونیک‌های متفاوت) و جزف ساور موفق به نوشتن کتاب هارمونی در سال ۱۷۲۲ می‌شود، بدینسان هارمونیک‌ها نه بازتابی از گیتی و کیهان (cosmos) بلکه حاصل محاسبات ریاضی بوده‌اند. با این وجود رامو نقش طبیعت را در موسیقی انکار نکرده و آن را منبعی برای الهامات می‌دانسته است.

در دوران رم باستان از موسیقی به عنوان یک علم یاد می‌شده است. بعدها افلاطون نیز در جمهور (نمایشنامه‌ی هفتم) موسیقی را در جایگاه چهارم در پایدیا می‌داند. (پادیا یا paideia کلمه‌ای‌ست یونانی به معنی پرورش کودک یا تربیت و همان لفظی‌است که بخشی از کلمه‌ي encyclopedia  را می‌سازد. در آتن باستان پایدیا به نظام آموزشی اطلاق می‌شد که بر اساس آن دانش‌آموزان در معرض نوعی تربیت فرهنگی کامل قرار می‌گرفتند و موضوعاتی شامل فن بیان، دستور، ریاضی، موسیقی، فلسفه، جغرافیا، تاریخ طبیعی و ژیمناستیک به آن‌ها آموخته می‌شد. پایدیا در واقع فرایند تربیت انسان‌ها به سمت کمال و ماهیت اصیل و حقیقی انسان بود). افلاطون هنر را یک مهارت و حرفه می‌دانست و ارزش هنر را در سودآوری آن،  این چشم انداز در درک ارزش‌های معنوی هنر ناتوان است اما ارسطو آن را عامل تطهیر می داند و بنابراین هنر را پیچیده‌تر از یک کارکرد مادی می‌داند.

در فلسفه‌ی شرق نیز به موسیقی بسیار پرداخته شده است به طوری که « بخش ریاضیات کتاب «شفا»ی ابن‌سینا نیز به چهار بخش تقسیم شده است؛ هندسه، حساب، موسیقی و ستاره‌شناسی. چنان‌که دیده می­‌شود، ابن‌سینا نیز به تبع دانشمندان بزرگ قبل از خود، موسیقی را در زیرشاخه دانش ریاضیات مورد بحث قرار می‌­دهد. لازم به ذکر است، آن‌چه که دربار‌ه موسیقی از منظر قدما مطرح بوده (و حتی از دید برخی از بزرگان امروزی نیز مطرح است)، این است که موسیقی با مطربی تفاوتی فاحش دارد و این دانش موسیقی در آثار بزرگانی هم‌چون فارابی و ابن‌سینا مطرح بوده و بسیاری از شاعران برجسته مانند نظامی، خاقانی و به‌خصوص مولوی و حافظ به این دانش از منظر «علمی» درخور و شایسته، می­‌نگریسته­‌اند». با این وجود نقش معنوی موسیقی برای فیلسوفان و عارفان شرق همچون حافظ و مولوی بسیار پررنگ بوده است. یکی از بزرگترین اثار منظوم جهان یعنی مثنوی مولوی با «بشنو از نی» شروع می شود و وی بارها به معنوی بودن موسیقی اشاره ‌می‌کن:

خشك سيمي خشك چوبي خشك پوست
از كجا مي‏‌آيد اين آواي دوست
کتاب شفا | ایران موزیکولوژي
تصویر کتاب ترجمه شده‌ی شفا

موسیقی در جامه‌ی علم جای خود را با علوم دیگر همچون آکوستیک، فیزیک صوت، زمان و غیره عوض میکند، پس موسیقی را میتوان به عنوان یک علم توضیح داد و نه تنها با احساسات به جوش آمده‌ی شنودگان. به علاوه نباید فراموش کرد که آهنگسازان طی قرن‌ها موسیقی خود را برپایه‌ی مشاهدات علمی و تجربی و همچنین کتاب‌های تئوری نوشته‌اند.

نقش موسیقی

بیان احساسات، خواه شادی یا غم، یکی از مهمترین وظایف موسیقیست که قرن‌ها با او همراه بوده و هست. موسیقی با ریشه داشتن در ناخودآگاه انسان در انگیزه‌ها و رفتارهای ما نقش دارد. برای مثال رفتار خرید، موسیقی مورد استفاده در تبلیغات تلویزیونی می تواند احساسات خاصی را در بیننده ایجاد کند، این احساسات باعث به خاطر سپردن محصول یا برند مورد نظر توسط شنونده می‌شود. مایول (2011) تأثیر موسیقی کلاسیک را در تقویت اطلاعات منتقل شده توسط پیام‌های تبلیغاتی را مطالعه می کند. نتایج تحقیقات او نشان می‌دهد که موسیقی کلاسیک آنچه را که تبلیغات ارائه نمی‌دهند را ارائه میدهد: برای یک تبلیغ حسی، موسیقی اطلاعات را منتقل کرده و برای یک علامیه‌ی آموزشی موسیقی احساسات را منتقل میکند.

موسیقی، همسبتگی میان گروه‌ها، حس هویت و همچنین پیوند اجتماعی را برای یک جامعه به ارمغان می آورد. همان طوری که تمام گروه‌های مخالط یا موافق دولتمردان برای سرود ملی یک کشور به پا‌ می خیزند.

در قبایل آمریکای جنوبی، موسیقی ویژه‌ی آنها در مناسک مرتبط با اعتقادات فرهنگی استفاده می شود. در منطقه‌ی گران چاکو از فلوت، طبل و آوازها بر روی صامت‌ها برای باریدن باران، بهبود بیماران، برداشت محصول و ارتباط با ارواح استفاده می‌کنند. در بسیاری از ادیان موسیقی نقش پر رنگی در مراسم دینی و مذهبی بازی می‌کند. اوستا قدیمی‌ترین کتاب الهی جهان با ترّنم خوانده می‌شد و مصعودی‌ها آن را کتاب زمزمه می‌نامیدند.

سرانجام از نظر تکاملی ، موسیقی می توانسته نقشی انطباقی داشته باشد. داروین در سال 1871 پیشنهاد کرد که آواز‌های اجدادمان، قبل از ظهور زبان، عملکردی در زادآوری داشته است. با توجه به این ایده، ماده‌ها نرهایی را انتخاب می کنند که اصلی‌ترین و متنوع‌ترین آهنگ‌ها را داشته‌اند که آواز‌ها منعکس کننده‌ی توانایی‌های آنها و همچنین فرزندان وتبار باکیفیت‌تر بوده‌است. گفته می شود توانایی های موسیقی نشانگر مهمی برای بقای گونه ها بوده است. (براتیکو ، براتیکو ، جاکوبسن و رنارد ، 2010)

نتیجه | موسیقی علم یا هنر؟

طی قرن‌ها غایت یک اثر هنری بسیار مورد تامل بوده و دست‌خوش تغییرات بسیار هم شده است، با این وجود موسیقی به عنوان یک هنر پذیرفته شده، ولی همچنان بحث در مورد ساختار و کاربرد موسیقی بسیار وسیع بوده و قطعا برای هرکدام از این پرسش‌ها چندین پاسخ متفاوت وجود دارد. همانطور که پیشتر خواندید به خوبی می‌توان از دیدگاه علمی در مورد موسیقی سخن گفت، اما احساسات و بیان احساسات نیز در موسیقی امری انکار ناپذیر است.

این سوال که کدام جنبه‌ی علمی یا هنری موسیقی بر دیگری غالب است، سوالی تا به امروز بی‌پاسخ است زیرا با وجود تمام محاسبات هارمونیک که توسط آهنگسازان انجام می‌شود، هدف آنها به وجود آوردن احساس در شنونده و بیان عواصف شخصی خود است. موسیقی علم یا هنر؟ موسیقی و مشاهدات علمی آن دو عضو جدا نشدنی بوده و پیشرفت در تکنولوژی و شناخت بیشتر علمی موسیقی قطعا بر جنبه‌ی هنری و احساسی آن کمک فراوانی خواهد کرد.

کتابشناسی

کتاب‌ها

Brattico, E., Brattico, P., Jacobsen, T., & Renard, S. (2010). Les origines du plaisir esthétique de la musique : Examen de la littérature existante. Dans Deliège, I., Ladinig, O., Vitouch, O. Musique et évolution, Madraga, pages 9 à 24.

Darwin, C. R. (1871). The descent of man, and selection in relation to sex. London : John Murray. Volume 1. 1st edition.

Mayol, S. (2011). L’influence de la musique publicitaire : une étude empirique sur les effets persuasifs de la musique classique. Management & Avenir, 47, 281-294.

سایت‌ها

J. Hendrix – Star Spangled Banner analyse https://www.thoughtco.com/rhetorical-analysis-u2s-sunday-bloody-sunday-1690718

موسیقی علم یا هنر

U2 – Sunday Bloody Sunday analyse https://www.thoughtco.com/rhetorical-analysis-u2s-sunday-bloody-sunday-1690718

4.7/5 - (6 امتیاز)

آرش احمدزاده یونسی

کارشناسی موسیقی شناسی دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی شناسی مدرس گیتار کلاسیک / پژوهشگر موسیقی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا