ژاپن، کشوری جزیرهای در شمال غرب اقیانوس آرام (موسیقی در آسیا)، که در جهان پر سرعت امروز از محبوبیت ویژهای بین مردم سایر کشورها برخوردار شده است. حال این محبوبیت میتواند از مدیریت و تسلطی قوی بر حوزه تبلیغات و شناساندن ابعاد مختلف یک کشور به جهانیان نشأت گرفته باشد، یا این سرزمین چیزی در کالبد خود دارد که همه را به سمت خود جذب میکند. با این تفاسیر خالی از لطف نیست که درباره تاریخ موسیقی در ژاپن اطلاعاتی هرچند کلی و پایه بدست آوریم.
فرهنگپذیری از چین و کره
اولین اشاره به سرزمین ژاپن مربوط به کتاب هان (کتاب تاریخ چین مربوط به بخشی از دودمان تانگ) است که در قرن نخست پیش از میلاد به اوضاع ژاپن مختصر اشارهای میکند. همانطور که میتوان حدس زد، کره و چین بیشترین تاثیر را روی فرهنگ و هنر ژاپن گذاشتهاند. درباره موضوع اصلی مقاله نیز این تاثیر باعث دریافت مفهومی به اسم موسیقی و ورود آلات موسیقایی از چین و کره شد. از قرن چهارم میلادی هیئتهایی از سوی ژاپن به سوی سرزمین چین رهسپار شدند که هدف این هیئتها آموختن تمامی موضوعات از چینیها بود. بطوریکه در قرن هفتم میلادی 5 سفارت در چین تاسیس گردید. اعزام این هیئتها با فراز و نشیبهایی همراه بود و در برههای قطع گردید، اما تاثیری که بر تغییر و توسعه فرهنگی و سیاسی ژاپن گذاشت عظیم و انکار ناپذیر است. در طرف مقابل، از قرن دوم میلادی خارجیها نیز از سرزمین کره وارد ژاپن شده و در آنجا ساکن میشدند.
پرورش و تولید ابریشم و نخریسی به واسطه این ورودها در ژاپن نهادینه شد. ورود آموزههای کنفسیوس و آیین بودا در قرن ششم آغاز تغییرات شگرف در سرزمین ژاپن بود. با وجود اینکه آیین بودا در ژاپن با مخالفت همراه بود اما این موضوع نتوانست جلوی گسترش زودهنگام آن را در سرتاسر ژاپن بگیرد. این دو موضوع باعث شد تا یک قرن بعد مدارسی در ژاپن احداث شود تا با دعوت از اساتید آموزش ادبیات آغاز شده و نگارش کتاب بیش از پیش رونق یابد. این امر باعث شد تا ژاپن بیشتر تحت تاثیر فرهنگ کانجی (کاراکترهای چینی) قرار گیرد (آذرپرند، ذاکری 1402: 12-21). اما چیزی راجع به کشور ژاپن از دیرباز تا به امروز متفاوت است و آن شیوه بومیسازی فرهنگ وارداتیست. مردم ژاپن هر بخش از چیزی را که بپسندند نگه داشته، با بومیسازی خاص خود تغییر میدهند و هر بخش آن را که دوست نداشته باشند دور میریزند.
دورههای تاریخ موسیقی
به موسیقی در زبان ژاپنی اُنگاکو میگویند. هرچند ژاپنیها از دوران مِیجی (1868 تا 1912 م، آغاز دوران مدرن) برای تفکیک موسیقی غربی و موسیقی کشور خود از دو واژه هوگاکو (موسیقی ژاپن) و یوگاکو (موسیقی غربی) استفاده کردند. قدیمیترین مکشوفی که بتوان آن را آلت موسیقی نامید یک نوع جرس سفالی است که تاریخدانان آن را متعلق به دوره جومون (14 هزار تا 400 سال قبل از میلاد) میدانند. درباره موسیقی ژاپن پیش از دوران باستان، اطلاعات جامع و دقیقی در دست نیست (آذرپرند، ذاکری 1402: 12). پژوهشگران و موسیقیشناسان دورههای تاریخ موسیقی در ژاپن را به پنج قسمت تقسیم میکنند؛
- دوره باستانی که شروع آن به قرن ششم میلادی باز میگردد و موسیقی اولیه ژاپن در این دوره شکل میگیرد. در این دوره، فرمهای موسیقی، فرمهای محلی و ساده بودند.
- دوره دوم که به دورههای آسوکا (592 تا 710 م) و نارا (710 تا 794 م) معروف است و ورود سازها و فرمهای موسیقایی از کشورهای اطراف از این دوره آغاز میشود. آیین بودایی از چین و از طریق کره در دوره آسوکا وارد ژاپن میشود. این در حالی است که خود موسیقی چین در زمان سلسله تانگ، تا حدودی از موسیقی آسیای میانه و ایران الهام گرفته بود. بطور مثال ورود بَربَط ایرانی به چین و ژاپن از طریق راه ابریشم صورت گرفت.
- دوره سوم که بخشی از دوره هیان (794 تا 1185 م) و دوران کاماکورا (1185 تا1333 م) و موروماچی (1336 تا 1573 م) را شامل میشود. موسیقی به شکل ملی از این دوره اجرا میشده است. پایتخت ژاپن در دوره هیان به هیانکیو (کیوتو) انتقال یافت و تا سال 1868 در همین شهر باقی ماند. از لحاظ ساختاری در دوره هیان شاهد نوعی فرهنگ آریستوکراتی-بوروگراتی هستیم که تمامی جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. در اواخر این دوران و تحت تاثیر فرهنگ جنگجویان سامورایی خاندان گِنجی اولین سلسه دولتی-فئودالی را پایه گذاری میکند که به کاماکورا مشهور است. در پی این دوران سالهای پادشاهی موروماچی فرا میرسد که بشدت تحت تاثیر فرهنگ بودایی و سامورایی قرار میگیرد.
- دوره چهارم که دوران آزوچی مومویاما (1573 تا 1603 م) و ادو (1603 تا 1868 م) را شامل میشود. موسیقی در این دوره به دوره سوم شباهت داشت و یک فرهنگ ملی جانشین فرهنگ های متعدد میشود. از سوی دیگر نیز، گسترش تجارت بر فرهنگ ژاپنی تاثیر بهسزایی میگذارد.
- دوره پنجم که از دوره میجی (1868 تا 1912 م) آغاز شد و نقطه شروعی بر ادغام موسیقی بین الملل با موسیقی ژاپن به شکل امروزی است. دوره میجی را دوره اصلاحات اجتماعی و اقتصادی ژاپن میدانند و به موجب آن فرصتهای جدید تجاری، صنعتی و اقتصادی به روی ژاپن باز شد و تاثیر عمیقی بر اندیشه و تمدن این کشور گذاشت. بعد از جنگ جهانی دوم، موج گرایش به بین المللی شدن و سوسیالیسم، ژاپن را کاملا تغییر داد (حجاریان 1389: 165-167). به نقل از وید (1402) از اواخر قرن نوزدهم به بعد ژاپنیهای زیادی در آمریکا، برزیل، کانادا، پرو و بسیاری از کشورهای دیگر سکنی گزیدند. این موضوع نوعی مراوده فرهنگی بوجود آورد و جریانی از موسیقی تجربی، جز و گونه جدیدی از موسیقی پاپ را بوجود آورد که این موضوع در تداوم حس هویت قومی و جامعه پذیری سهیم بوده است.
یکی از ویژگیهای شاخص موسیقی سنتی ژاپن، استفاده از گامهای پنتاتونیک (پنجنتی) و مشخصا پنتاتونیک همیتونیک است. برخلاف پنتاتونیک رایج در موسیقی چین و آفریقا که معمولاً فاقد نیمپرده است، بسیاری از گامهای سنتی ژاپنی مانند گامهای In ،Hirajōshi و Iwato دارای فواصل نیمپرده هستند که به موسیقی ژاپنی حالوهوای رازآلود، اندوهگین و تأملبرانگیز میبخشند. همچنین در سنت موسیقی ژاپن، درجات گام با نامهایی مانند Gong, Shang, Jue, Zhi, Yu در زبان چینی و Kio, sho, kako, Shi, Ou به زبان ژاپنی شناخته میشوند که معادل نتهای ثابت غربی نیستند، بلکه نقش درجات اول تا پنجم گام را ایفا میکنند؛ بنابراین، بسته به کوک و نت آغازین، این نامها میتوانند بر هر مجموعهای از نتهای غربی منطبق شوند.

همانطور که گفته شد، در دوران آسوکا موسیقی کره و چین وارد ژاپن شد و در سال 701م اداره موسیقی دربار (Gagaku-ryō) تاسیس شد. در دوره نارا نیز گاگاکو به موسیقی رسمی دربار تبدیل شد. گاگاکو، که به معنای واقعی کلمه «موسیقی زیبا» معنا میشود، اصطلاحی است که در اصل در تضاد با «زوکوگاکو» (موسیقی مردمپسند) به کار میرفت و به موسیقی کلاسیک اشاره دارد. گاگاکو به این معنا در چین و کره وجود داشت، اما از نظر موسیقی با گاگاکوی ژاپنی متفاوت بود. گاگاکو در ژاپن شامل تمام باستانیترین موسیقی و رقصهای سنتی میشود که عموماً در قرن دهم میلادی، تحت تأثیر آوازها و رقصهای بومی ژاپنی و موسیقی سازی و رقصهای حوزه چین، کره و هندوچین، به کمال رسید. این موسیقی عمدتاً در دربار امپراتوری، در جامعه اشرافی و در زیارتگاهها و معابد مهم اجرا میشده است. اکنون استاندارد گاگاکو توسط اداره موسیقی آژانس دربار امپراتوری تعیین میشود. گاگاکو ترکیبی از موسیقی بومی ژاپن، موسیقی چین (Tōgaku)، کره (Komagaku) و حتی موسیقی ویتنام بوده و بسیاری از سنتها که تا امروز با وجود تغییرات، رایج هستند از دوره نارا به جای ماندهاند. سازهای زیادی در این دوره از طریق چین و کره وارد ژاپن شده، بومی سازی شدهاند که میتوان از کوتو، بیوا و شو (نوعی ساز بادی (ارگ دهانی) برگرفته از ساز شِنگ) به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین سازها، که امروزه بخشی از هویت موسیقی ژاپن به شمار میروند، نام برد.



از دوره هیان تا دوره موروماچی (794-1333م) موسیقی ژاپن از موسیقی درباری به سمت موسیقی مذهبی، مردمی و نمایشی حرکت کرد. در این دوران موسیقی دیگر تقلیدی از موسیقی چین و کره نبود، بلکه ژاپنیها سبک مخصوص به خود را بوجود آورده بودند. گونههای بومی مانند Saibara ( گونهای از ترانههای محلی) و Rōei (آواز بر روی اشعار چینی) به موسیقی درباری راه یافت. کوتو بیوا و شو که در دوره قبلی وارد شده بودند حالا تحت عنوان سازهای اصلی موسیقی درباری شناخته میشدند و میتوان گفت به نوعی عصر طلایی موسیقی کلاسیک درباری ژاپن در دوره هیان رقم خورد. با روی کار آمدن ساموراییها در دوره کاماکورا، فرهنگ اشرافی قدرت سابق خود را از دست داد و موسیقی دیگر صرفا مصرف درباری نداشت. سرودهای بودایی (Shōmyō) در این دوران گشترش یافت و ساز بیوا نقش تازهای پیدا کرد و راهبان نابینا (Biwa Hōshi) داستانهای خود را با همراهی این ساز روایت میکردند. دوره موروماچی دوره شکوفایی هنرهای نمایشی بود. تئاتر نو (Noh) در این دوره تولد و تکامل یافت. موسیقی نو (Nohgaku) بر اساس همین گونه تئاتر رشد کرد. در این دوران نوکان (Nōkan)، فلوت مخصوص تئاتر نو، که امروزه همچنان در اجرای این تئاتر استفاده میشود. در این دوره سادگی، سکوت و فضای تاملی در موسیقی پررنگتر شد. بر این اساس موسیقی نمایشی جایگاه والایی پیدا کرد و زمینه را برای شکل گیری هنرهای دوره ادو فراهم کرد. شاکوهاچی (Shakuhachi) که ریشه آن به فلوت چینی Xiao باز میگردد نمونه اولیهاش در دوره نارا وارد ژاپن شد در اواخر دوره کاماکورا وبه ویژه در دوره موروماچی شکل و شیوه نوازندگی آن در ژاپن بومی سازی شد، بهطوریکه راهبان کوموسو از آن برای مراقبه استفاده میکردند.


دورههای مومویاما و ادو، مهمترین دوران شکل گیری موسیقی مردمی ژاپن هستند. شاید بتوان گفت مهمترین رویداد این دوره تولد شامیسن باشد. در قرن 16 ساز سانشیِن از چین وارد ژاپن شد و طی فرآیند بومیسازی به شامیسن تبدیل شد و به سرعت جای بیوا را در بسیاری از اجراها گرفت. بواسطه ورود شامیسن و رونق موسیقی شهری، زمینه برای شکوفایی موسیقی در دوره ادو فراهم شد. دوره ادو را میتوان عصر طلایی موسیقی ژاپن دانست؛ بطوریکه شاهد پدیدههای متاخر موسیقایی چون دوئت شاکوهاچی و شامیسن در این دوره هستیم. ساز شامیسن در این دوره از محبوبیت بالایی برخوردار شد و تقریبا در همه سبکها حضور داشت. موسیقی همراه با نمایشهای کابوکی، بونراکو (تئاتر عروسکی)، ناگائوتا (Nagauta)، تاکهموتو-بوشی (Takemoto-bushi)به اوج خود رسید. در قرن هفدهم ساز کوتو از انحصار موسیقی دربار خارج شد و موسیقیدان نابینا یاتسوهاشی کِنگیو (Yatsuhashi Kengyō) قطعات جدیدی با ساز کوتو نوشت و آن را به سازی برای عموم مردم تبدیل کرد. به همین دلیل او را پدر موسیقی مدرن کوتو میدانند. موسیقی مستقل شاکوهاچی (Honkyoku) در این دوره توسط راهبان فرقه فوکه (Fuke) شکل گرفت و همچنین مدارس گوناگونی برای آموزش شامیسن، کوتو و شاکوهاچی تأسیس شد. بسیاری از رپرتوارهای امروزی موسیقی سنتی ژاپن متعلق به همین دوره هستند.
دوره میجی بزرگترین نقطه عطف تاریخ موسیقی ژاپن پس از ورود موسیقی چینی در دوره نارا است. اگر تا پیش از آن ژاپن بیشتر در حال توسعه سنتهای خود بود، در میجی برای نخستین بار موسیقی غربی بهصورت رسمی وارد کشور شد. با آغاز مدرن شدن ژاپن، دولت از استادان اروپایی برا آموزش موسیقی دعوت کرد و علوم و سازهای موسیقی غربی وارد نظام آموزشی شدند. در سال 1879 کمیته بررسی موسیقی تاسیس شد و موسیقی برای اولین بار به عنوان یک درس رسمی وارد مدارس کشور شد و کودکان همزمان با موسیقی سنتی، موسیقی غربی نیز میآموختند. در سال 1887 نخستین مدرسه رسمی موسیقی تاسیس شد که امروزه با نام Tokyo University of the Arts شناخته میشود. این مرکز نقش مهمی درآموزش موسیقی غربی و پرورش آهنگسازان ژاپنی داشت.
از دوران شووا (1926تا1989 م) غربگرایی در ژاپن شدت گرفت. از نبرد بوشین (1868م) تا جنگ جهانی دوم، کشور ژاپن درگیریها و جنگهای بزرگ و کوچک زیادی به خود دید. نیاز به تغییر و تولد دوباره در جامعه ژاپن احساس میشد. در نتیجه نگاه به غرب یکی از اولین سیاستهایی بود که برای میل به این تغییر اعمال شد. برای موسیقی، توجه به موسیقی راک، جز و الکترونیک پاپ باعث تولد ژانرهای تلفیقی جدیدی شد و مینیمالیسم از دیگر چیزهایی بود که در ژاپن پس از جنگ جهانی، موسیقی را بشدت تحت تاثیز قرار داد. میتوان از Joe Hisaishi بعنوان یکی از بارزترین موسیقیدانان معاصر ژاپن نام برد که تاثیر مینیمالیسم و موسیقی کلاسیک غربی در آثار ایشان مشهود است.
مراجع مکتوب برای تاریخ موسیقی در ژاپن
آذرپرند، سهراب، و قدرتالله ذاکری. هوگاکو: درآمدی بر موسیقی سنتی ژاپن از دوران باستان تا آغاز دوران مدرن. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۴۰۲.
حجاریان، محسن. موسیقی جهان. تهران: کتابسرای نیک، ۱۳۸۹.
وید، بانی سی. موسیقی ژاپن. ترجمه زینب محفوظی. تهران: انتشارات ماهور، ۱۴۰۲.
مراجع صوتی
فاطمی، ساسان. موسیقی پنج قاره. لوح صوتی ۲: آسیا. تهران: انتشارات ماهور، ۱۳۹۳.




