باروک

راهنمای خوانش تبلچر ساز لوت و ویهوئلا

تَبلِچِر، سیستمی از نت نویسی است که در آن، به جای اشاره به نام نت‌ها، به «محل انگشت گذاری» اشاره می‌شود(سیستمِ دیگر که غالبا با «نت‌نویسی مدرن» از آن یاد میشود، در این نوشتار با «نت‌نویسی‌ رایج» به آن اشاره خواهد شد. این امر به دلیل همزمانیِ استفاده از هردویِ آنها، از نگاه نگارنده، به لحاظ معنایی مناسب‌تر دیده شد). اولین یافته‌ها متعلق به  Robertsbridge Codex (دست‌نوشته‌ای باقیمانده از قرن چهاردهم که دربردارنده‌ی ابتدایی‌ترینِ قطعات بازمانده برای سازهای شستی‌دار است)، و برای ساز Organ است. با وجود دستنوشته‌هایی از تبلچرهایی برای فلوت، در کنار دیگر اسنادی که بر استفاده از این سیستم برای سازهای شستی‌دار صحه می‌گذارد، اما بیشترین استفاده از تبلچر در طول تاریخ موسیقی، برای سازهای زهی زخمه‌ای (Plucked String Instruments) مانند ساز لوت بوده است. به شکلی که در قالب شکلِ اصلی نت نویسی برای سازهایی چون لوت و ویهوئلا، بخش مهمی از اسناد موسیقی را به خود اشغال کرده، و خوانشِ آن به عنوان الزامات یک لوت‌نواز، تا قرن حاضر نیز به حیات خود ادامه داده است. همچنین، در نزد نوازندگان گیتار الکتریک، به همراه اضافه شدن علامت‌ها و نمادهایی مرتبط با تکنیکهای تخصصی این ساز، کاملا نقش «زبان اصلی موسیقی» را بازی می‌کند.

تبلچرها در تاریخ موسیقی، با وجود داشتن پایه های ساختاری یکسان، اما بر چهار قسم مختلف و با تفاوت‌هایی کوچک، اما مهم، نوشته می‌شده‌اند: ایتالیایی، آلمانی، فرانسوی و اسپانیایی. این نوشتار، راهنمایی‌هایی را جهت خوانش این چهار نوع تبلچر، اما منحصرا در ارتباط با ساز لوت و ویهوئلا، ارائه دهد. از این‌رو لازم است توضیحاتی جهت آشنایی بیشتر با این دو ساز آورده شود.

ساختار بنیادین: اسپانیایی/ایتالیایی/فرانسوی

در تبلچر ما با یک حامل مشتمل بر شش خط روبرو هستیم که هر کدام از آن خطوط، معرف یک course هستند(واژه‌ی course در زبان فارسی معادل ندارد و به هر یک، دو و یا تعداد بیشتری سیم گفته می‌شود که با فاصله‌ی همصدا یا اکتاو کوک می‌شوند و در فضای بسیار نزدیکی نسبت به یکدیگر قرار می‌گیرند و با هم نواخته می‌شوند). این خطوط در تبلچرهای اسپانیایی و فرانسوی، به ترتیب از بالا به پایین، نمایانگر سیم‌های زیر به بم هستند ولی در تبلچرهای ایتالیایی، این قاعده برعکس است(در این میان تبلچر آلمانی از این قاعده مستثنی و فاقد خطوط حامل است).

برای نشان دادن pitch در این سیستم نت‌نویسی، در تبلچرهای ایتالیایی و اسپانیایی، بر روی هر کدام از این خطوط، اعدادی قرار می‌گیرند که به ترتیب از سردسته تا آخرین فرت، نمایانگر شماره فرتی هستند که باید توسط نوازنده گرفته شود(0 به معنای سیم دست‌باز است)،و در تبلچرهای فرانسوی نیز به همین قاعده، اما به‌جای اعداد از حروف الفبای لاتین استفاده می‌شود(a به معنای سیم دست‌باز است).

به تصاویر 1 و 2 دقت کنید:

تصویر 1 نمونه‌ای از تبلچر فرانسوی. اولین قطعه(یک پرلود) از کتاب اول آثار چارلز موتون. این تبلچر متعلق به دوره باروک است و همانطور که می‌بینید در استایل بریزه نوشته شده است(یعنی فاقد میزان‌بندی بوده و نوازندگان در اجرای آن‌ها از آزادی بیانی زیادی در ریتم برخوردارند). نشانه هایی که در این تبلچر بر روی برخی از نت‌ها مشاهده می‌کنید اورنامنت‌هایی هستند که آهنگساز برای قطعه در نظر گرفته است. توضیح تک‌تک این نشانه‌ها در ابتدای کتاب‌‌هایشان و توسط خود آهنگسازان، به تفصیل می‌آمده است. همچنین با دقت در تصویر مشاهده می‌کنید که برخی از نت‌ها‌، مانند پنجمین نت در حامل بالایی و دومین و سومین نت در حامل میانی، نه تنها بر روی خطوط نیستند و زیر هط قرار دارند، بلکه بر روی هرکدام خطوط موربی نیز قرار دارد. در توصیح باید اشاره کرد که این قطعه برای لوت 10course نوشته شده است و در سیستم تبلچرنویسی، برای اشاره به courseهای بم‌تر از ششمین course، به این شکل عمل می‌کردند که: برای هفتمین، یک حرف a را در زیر پایین‌ترین خط قرار می‌دادند، برای هشتمین یک حرف a به همراه یک خط مورب بر روی آن، برای نهمین دو خط مورب و برای دهمین نیز سه خط مورب بر روی آن قرار می‌دادند.
تصویر 2 نمونه‌ای از تبلچر ایتالیایی. قطعه ریچرکار شماره 1 اثر لوت‌نواز مشهور سده‌ی شانزدهم میلادی، فرانچسکو کانووا دامیلانو. نقاطی که در زیر برخی از اعداد(نت‌ها) مشاهده می‌کنید، انگشت‌گذاری‌های دست راست هستند و اشاره به تعویض بین p و i دارد. ساختار کلی تبلچرهای اسپانیایی با این تبلچر هیچ تفاوتی ندارد و تنها ترتیب خطوط از بالا به پایین بجای بم به زی، زیر به بم است، مانند تبلچرهای فرانسوی.
کوک ساز رنسانس اولیه. کوک لا هم با همین نسبت فواصل است اما بم‌ترین نت‌اش لا و یک پرده زیرتر است. نکته حائز اهمیت این است که صدادهی واقعی یک اکتاو بم‌تر از این تصویر است. از نوازنگان و آهنگسازانی که برای این کوک و ساز 6course قطعه نوشته‌اند میت‌توان به فرانچسکو دامیلانو، والنتین باکفارک و مارکو دال‌آکوئلا اشاره کرد.
تصویر 3 کوک ساز رنسانس اولیه. کوک لا هم با همین نسبت فواصل است اما بم‌ترین نت‌اش لا و یک پرده زیرتر است. نکته حائز اهمیت این است که صدادهی واقعی یک اکتاو بم‌تر از این تصویر است. از نوازنگان و آهنگسازانی که برای این کوک و ساز 6course قطعه نوشته‌اند میت‌توان به فرانچسکو دامیلانو، والنتین باکفارک و مارکو دال‌آکوئلا اشاره کرد.

با توجه به توضیجاتی که در بالا داده شد، ارتباط مستقیم سیستم تبلچر با کوک سازها عیان است. از این رو لازم است بدانیم courseهای لوت و ویهوئلا چه تعداد بوده، با چه نسبت‌های فاصله‌ای و بر روی چه فرکانس‌هایی کوک می‌شوند. ساز لوت در دوره رنسانس اولیه دارای 6course بود که از آن میان، course اول تک‌سیم و باقی جفت‌سیم بودند. این ساز در دو رجیستر و تحت عنوان‌های «لوت سل» و «لوت لا» بیشتر رایح بوده(این نام‌گذاری براساس بم‌ترین course ساز انجام می‌شده است) اما «نسبت‌های فاصله‌ای بین courseها» ثابت بود. در تصویر 3 کوک این ساز را مشاهده می‌کنید(کوک ساز ویهوئلا نیز همین است):

تصویر 4 کوک لوت 13course باروک مشهور به لوت رِ مینور. دقت کنید که در این تصویر نیز صدادهی واقعی یک اکتاو بم‌تر است.
تصویر 4 کوک لوت 13course باروک مشهور به لوت رِ مینور. دقت کنید که در این تصویر نیز صدادهی واقعی یک اکتاو بم‌تر است.

به مرور زمان، تعداد courseهای لوت افزایش پیدا کرد، اما تا ابتدای قرن هفدم و رنسانس متاخر، همچنان نسبت‌های فاصله‌ای شش course اول تغییر نکرده بود. courseهایی که اضاف می‌شدند به رجیستر بم ساز می‌افزودند و با فاصله‌ یک نت از course قبل از خود کوک می‌شدند. از میانه‌های قرن هفدهم، به تدریج «لوت باروک» یا همان سازی که به «لوت رِ مینور» شهرت دارد ظهور پیدا کرد. در این ساز، علاوه بر افزایش تعداد courseها، نسبت‌های فاصله‌ای هم تغییر پیدا کرد و کاملا متحول شد. به تصویر 4 دقت کنید:

برای درک بیشتر و بهتر سیستم تبلچر و تبلچرخوانی، تصویر 5 در زیر آورده شده است. در این تصویر خط بالایی نتاسیون رایج قطعه ایست که در دو نسخه از تبلچرهای فرانسوی(وسطی) و ایتالیایی(پایینی) آورده شده است. نکات مهم قابل ملاحظه این است که:

1) برای سهولت نوشتن اثر در یک حامل، قطعه به یک اکتاو بالاتر انتقال داده شده است.

2) از آنجایی که این قطعه برای نواختن توسط گیتاریست‌ها تنظیم شده است، و کوک گیتار یک سوم کوچک بم‌تر است، لذا قطعه پس از انتقال به یک اکتاو بالاتر، مجددا به یک سوم کوچک بم‌تر انتقال داده شده است. هرچند که نوازندگان قطعات رنسانس و باروک برای دستیابی به تُنی نزدیکتر به لوت بر روی فرت دوم یا سوم باره میبندند و رسما با کوک لوت رنسانس می‌نوازند(این فرآیند با نیم‌پرده بم کردن سیم سوم گیتار به نهایت دقت خود می‌رسد)، اما برای سهولت نت‌خوانی، از تکنیک اسکورداتور استفاده می‌شود تا نوازنده در پیدا کردن نت‌ها بر روی دسته ساز دچار سردرگمی نشود. به این شکل که نوازنده محل فرضی گرفتن نت «سی» بر روی سیم پنجم را می‌گیرد، اما صدای حاصل، نت «رِ» خواهد بود.

تصویر 5 ریچرکار شماره یک اثر والنتین باکفارک. تبلچر ایتالیایی تصویر پایینی، تبلچر فرانسوی تصویر میانی و نتاسیون رایج تصویر بالایی.
تصویر 5 ریچرکار شماره یک اثر والنتین باکفارک. تبلچر ایتالیایی تصویر پایینی، تبلچر فرانسوی ساز لوت، تصویر میانی و نتاسیون رایج تصویر بالایی.

تبلچر آلمانی برای ساز لوت و ویهوئلا

در تبلچرهای آلمانی سیستمی متفاوت و پیچیده‌تر، اما به غایت دقیق‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد. اولین و بارزترین تفاوت این تبلچر، همانطور که در ابتدای توضیجات مربوط به تبلچرهای دیگر اشاره شد، این است که این شکل از تبلچر فاقد خط حامل است! اما این مسئله نه تنها در آن نقصانی ایجاد نکرده، بلکه بدلیل تکامل و دقت بیشترش، نیازی به خط حامل ندارد. در تبلچرهای دیگر، با استفاده از یک سری مشخص و تکراری از اعداد یا حروف، و با قرارگیری آنها بر روی خطوط مختلف، به نتها اشاره می‌شود. به عبارتی حرف b میتواند باتوجه به اینکه بر روی کدام خط واقع شده است، اشاره به نت متفاوتی داشته باشد. این مسئله اما در تبلچرهای آلمانی، با یک نوعی از قطعیت همراه است. به این طریق که «هر فرت از هر سیم دارای یک نشانه منحصر به خودش است». این نشانه‌ها، برای courseهای دست‌باز اعداد، و برای نته‌های روی فرت‌ها حروف کوچک الفبای لاتین هستند. این حروف تا فرت پنجم و تا انتهای الفبای لاتین ادامه پبدا می‌کنند و از فرت ششم به بعد به شکلی تغییریافته دوباره و تا انتهای دسته ساز ادامه پیدا میکنند(این شکل تغییریافته میتواند نکرار دو حرف درکنار هم و یا قرارگرفتن یک هط مانند علامت تنوتو بر بلای حروف باشد). از طرفی، تمام این اتفاقات و تغییراتی که ذکر شد را باید با توجه به دو نکته بسیار مهم از نظر گذراند:

تصویر 6راهتمای خلاصه تبلچر آلمانی.
تصویر 6راهتمای خلاصه تبلچر آلمانی.

1) تمام این توضیحات برای courseهای اول تا پنجم است و ترتیب قرارگیری برخلاف تبلچرهای دیگر که طی یک رون افقی دسته ساز را می‌پیمایند، در این سیستم این ترتیب عمودی و با چرکردن فرت به فرت انجام می‌شود.

2) course ششم تنها courseای است که نشانه‌ها بر روی آن بصورت افقی و از سردسته تا انتهای دسته قرارمی‌گیرند. این نشانه حروف بزرگ الفبای لاتین است.

3) ترتیب شمارش اعداد برای پنج course پایینی از بم به زیر است. به این شکل که course پنجم عدد 1 و course اول عدد 5. در ادامه حروف هم از بالای دسته ساز آغاز می‌شوند.

فهرست منابع

German Lute Tablature Recognition, Chrisroph Dalitz and Christine Pranzas, Niedderhein University of Applied Science, Germany

A Primer for Reading from German Lute Tablature, Catherine Liddel

S.L.Weiss Intavolatura Di Liuto, Ruggero Chiessa, Edizioni Suvini Zerboni, Milano

https://www.earlymusicsources.com/youtube/intabulations

Tablature, history and development of tablature for guitar, lute, vihuela and other stringed intruments (sologuitarist.net)

4.6/5 - (9 امتیاز)

‫۲ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا