کتاب پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران اثر ساسان فاطمی

50,000 تومان

پیدایش موسیقی مردم پسند( تاملی بر مفاهیم کلاسیک، مردمی ، مردم پسند) در ایران عبارتند از:

  1. یک‌گونه سبک شهری: تصنیف
  2. تحول تصنیف
  3. طبقه بندی موسیقی های شهری
  4. موسیقی مرد‌پسند در فرهنگ ایران

کتاب حاضر، چنانکه از نام اصلی اش پیداست، به پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران می پردازد، اما این تنها دل مشغولی آن نیست. عنوان دوم نشان می دهد که بحث بر سر مفاهیمی که امروزه در طبقه بندی عمده ی موسیقی ها محل مناقشه اند نیز بخشی از محتوای این کتاب را تشکیل می دهد. در واقع، نام گذاری موسیقی ای که موضوع اصلی این کتاب است و مردم پسند» دانستن آن، که معادل popular music – انگلیسی گرفته شده است، نمی تواند بدون بحث دربارهی علت این نام گذاری و تعیین جایگاه این موسیقی در میان موسیقی های دیگر، که در ادبیات موسیقی شناسی معمولا «کلاسیک» و «مردمی» نامیده می شوند، صورت گیرد. کتاب حاضر، بنابراین، نه تنها قصد دارد شکل گیری موسیقي مردم پسند در ایران را مطالعه کند، بلکه این بلند پروازی را دارد که این نوع موسیقی را به یک نوع عمده در جهان موسیقی پیوند زده، در طی بحثی نظری، موقعیت این نوع عمده را در کنار انواع دیگر تا آنجا که در توانش است به روشنی نشان دهد.
اما مشکل نیز دقیقا از همین جا آغاز می شود. محیط علمی امروز به نظر می رسد در هر زمینه ای نوعی واهمه از هر نوع دسته بندی دارد. کاری که در اصل مهم ترین زمینه ی شناخت به حساب می آید امروزه موضوع رویکردهای احتیاط آمیز شده است. به ویژه در علوم انسانی، تمایزگذاری، به خصوص در مواردی که ممکن است بوی ارزش گذاری از ان با دشام بر میاد، تا حد زیادی تابو محسوب می شود و دسته بندی پدیده ها در قطب های متضاد واکنش های گاه بسیار جدی بر می انگیزد. کافی است از «روز» و «شب) صحي کنید تا کسی مچ شما را در وقت «گرگ و میش» بگیرد و به زعم خود به شما ثابت کند که به این س ادگی نمی توان پدیده ها را از هم متمایز کرد. با این که حقیقتا دسته بنادى مقوله های انسانی بسیار مشکل است، گاه بیهوده و بیش از حد پیچیده جلوه دادن آنها متأسفانه، بیشتر به نوعی فضل فروشی می ماند تا به احتیاط یا فروتنی عالمانه.
قوم موسیقی شناسی سنتی نیز از این قاعده مستثنا نیست، به ویژه که یک سابقهی نسبت طولانی در تمایزگذاری های ارزش گذارانه نیز دارد که مدت مدیدی است می کوشد تبعات آن را جبران کند و دیگر در چنین دام هایی نیفتد. همین وسواس جبران گذشته ها موجب بروز حساسیت هایی شده است که تا حدودی جلوی حرکت آزاد اندیشه را می گیرد و مسئولیت علمی تشخیص پدیده ها، که هیچ نیست جز تمییز پدیده ها از یکدیگر، را فدای ملاحظاتی می کند که از نوعی «رودربایستی طبقاتی – قومی » سرچشمه می گیرد. به این ترتیب، این قوم موسیقی شناسی بشردوستانه» مثلا، در خصوص مباحثی که موضوع این کتاب اند، از به کار بردن مفاهیمی که ممکن است برخی از افراد یک جامعه را در طبقهای یا دسته ای با سلیقه ای خاص، که احيانا تصور عمومی آن را «نازل» می شمارد، بگنجاند با مفاهیمی که موسیقی یک قوم را متعلق به دسته ای کند که باز احیانا پیشینه ی تفکر عمومی آن را «نازل تر از دستهای دیگر به حساب می آورد به شدت اجتناب می کند. این رودربایستی تا جایی که مربوط به کار میدانی و تماس مستقیم با حاملان فرهنگ مورد مطالعه و مسئله ی پیوندهای عاطفی میان پژوهشگر و داده رسان هایش می شود تا حدی قابل درک است، اما در همین حد هم پذیرفتنی نیست. مسئولیت علمی باید بالاتر از چنین ملاحظاتی قرار گیرد. به خصوص مسئولیت علمی وظیفه دارد که اصطلاحات را از بار مفهومی عمومی خالی و بار علمی از نظر ارزشی کاملا خنثا به آنها اعطا کند. مشکل در مواردی اساس اصطلاح شناختی است: «موسیقی کلاسیک» در مقابل موسیقی مردمی یا از آن بدتر، موسیقی عامیانه در اذهان عمومی دو درجهی متفاوت از ارزش ها را تداعی می کند. حال، به جای موسیقی کلاسیک» بگذارید موسیقی جدی، موسیقی هنری به موسیقی عالمانه، روشن است که وضع بدتر خواهد شد. حتا اگر اصطلاحی کامل تازه ابداع کنید، باز هم از این گرفتاری که نام گذاری شما تلویحا نوعی درجه بندی به حساب ایا۔ خلاص نخواهیا۔ شاد. سرانجام کار به جایی خواهد رسید که خود «تمایز» از بعد زیر سؤال می رود و انکار می شود.
حساسیت ها گاه به اندازه ای است که در مقایسه ی انواع عمده ی موسیقی ها با یه برخی صفت های کاملا کمي، مثل «بزرگ» «کوچک» یا «كم» «زياد» هم مشکل می کنند. چه برسد به صفت های کیفی ای مثل «ساده»  «پیچیده قوم موسیقی شناسي ه جای زدودن بار مثبت یا منفی ای که به هر یک از این صفت ها تحمیل شده است، به کلی از آنها می گریزد و خود را از ابزارهای توصیفی ای که قادرند جنبه هایی از واقعیت چیزها را آشکار کنند محروم می کند؛ به جای اینکه واژه های کارآیی را که می توانند در نظریه سازی ها و مفهوم سازی های رشته یاری رسان باشند تا سطح اصطلاحات علمی خنثا و فاقد جهت گیری های ارزشی ارتقا دهد، به تمامی، هم از آنها و هم از خود نظریه سازی و مفهوم س ازی صرف نظر می کند. با این کار، درواقع، نه تنها از انجام وظیفه ی علمی آش در خنثاسازی واژه ها تن می زند، بلکه، حتی برعکس، تلویحا بر بار ارزشی آنها تأكید نیز می ورزد. نسبی نگری فرهنگی هنگامی که برای اجتناب از برتری دادن یک موسیقی بر موسیقی دیگر و در جهت تقویت دیدگاو نسبی گرا – و بگویم در رودربایستی با طرفداران موسیقی های مختلف  از مثلا اطلاق دو صفت متضاد «ساده» و «پیچیده)، به این موسیقی ها می گریزد، در حقیقت به روشنی تأیید می کند که «ساده» لزوما ضعیف و کمتر است و «پیچیده» لزوما قوی و برتر. همچنین است در مورد صفات «بزرگ» «وکوچک» و «كم» و «زياد» و نیز حتا اصطلاحاتی مثل «موسیقی کلاسیک»، «موسیقی عامیانه مردمی)» و «موسیقی عامه مردم پسند. این کار حتی از رسالت یک قوم موسیقی شناسي «بشردوستانه» هم که قصد دارد، در کنار اجتناب از قضاوت های ارزشی
، ارزش های به ناحق نفی شده ی چیزها را به آنها برگرداند فاصله می گیرد: به جای اینکه شأن و قدر عاطفی زیباشناختی «ساده» را، با استفاده ی مؤکد از این صفت در یک بحث دقيق علمی، برجسته کنیم، هم مفهوم و هم خود واژه را به همراه قطب مقابلش پیچیده، به کلی نادیده می گیریم؛ آن هم به این دلیل کاملا غیر واقعی و خیالی که هیچ چیز آن قدرها ساده نیست که بتوان آن را در مقابل چیزی که تصور می شود پیچیده است، اما آنقدرها هم پیچیده نیست، قرار داد.
مسئله ی دیگری که در این میان وجود دارد فرار از دسته بندی و ارائهی تعریف های دقیق است که اساس هر علمی را تشکیل می دهد. اینجا قوم موسیقی شناسی ناگهان وجود امر پیچیده را می پذیرد و به همین بهانه، یعنی اینکه دسته بندی و تعریف فلان یا فلان پدیده بسیار دشوار و پیچیده است، از این کار در موارد مختلف سر باز می زند. خطر استفاده از صفت های ارزش گذارانه در دسته بندی ها و تعاریف، و رودربایستی های طبقاتی – قومی را هم به این پیچیدگی ها اضافه کنید، نتیجه این می شود که کسی برای جدا کردن موسیقی ها از یکدیگر، در مثلا دسته بندی های کلاسیک» «مردمی» و غیره، خود را دردسر نمی دهد.

نویسنده

انتشارات

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران اثر ساسان فاطمی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا