کتاب نواخته های استاد اصغر بهاری

60,000 تومان

مجموعه‌ی ۳۶ قطعه (درآمد، پیش درآمد، چهارمضراب، رِنگ و ضربی) از بداهه نوازی‌های استاد اصغر بهاری که همگی در لحظه‌ی اجرا خلق شده‌اند. گردآورنده که توفیق حضور هرچند کوتاه در کلاس درس استاد بهاری را داشته و تعدادی از پیش‌درآمدها و رِنگ‌های ایشان را آموخته قطعه‌های این مجموعه را با تشویق و راهنمایی‌های آقای مهدی آذرسینا به نت درآورده است.

دسته:

استاد اصغر بهاری به سال ۱۲۸۴ در تهران به دنیا آمد. کمانچه نوازی را ابتدا نزد پدربزرگ خویش میرزا علی خان بهاری شروع کرد و سپس به محضر استادان حسین خان اسماعیل زاده و رضا محجوبی راه یافت. خود در این باره گفته است:

درک محضر استاد دلسوخته، رضا محجوبی، سهمی همیشه به یادماندنی در بالا بردن سطح آگاهی من نسبت به موسیقی ایرانی به حساب می آید و جالب تر آنکه او پس از اتمام دورهی تعلیم من، آن چنان از حاصل کار دل خوشنود بود و راضی که کلیه ی شهریه ای را که پرداخته بودم، یکجا به من بازگرداند .

از سال ۱۳۳۲ به تک نوازی در رادیو پرداخت و ساز کمانچه را که در آن سال ها به فراموشی سپرده شده بود، جانی دوباره بخشید. بعدها برای تعلیم هنرجویان و دانشجویان به دانشگاه تهران دعوت شد. استاد بهاری در طول عمر پربار خویش کنسرت های بسیاری در ایران و دیگر کشورها مانند المان، انگلستان، ایتالیا، هلند و امریکا اجرا کرد و اعتبار و ارزشی شایسته و درخور، نزد جهانیان برای موسیقی ایرانی و به ویژه کمانچه پديد آورد. خود در این باره می گوید:

در مجموع، از حاصل سالیان طولانی خدمت و ادای دین و تعهدم به موسیقی پرحرمت و با اعتبار و سنتی سرزمینم در پیشگاه خدا و بندگان خدا به سهم ناچیز خودم احساس سرفرازی میکنم، چراکه همه گاه حرمت موسیقی ایران را پاس داشته و عمری به آن به چشم عبادت نگریسته ام.

استاد بهاری در روز شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۷۴ درگذشت. روانش شاد.

 

 

استاد اصغر بهاری را نخستین بار همراه استادم مهدی آذرسینا، سال ۱۳۷۱، در منزلشان دیدم. آن زمان آقای آذرسینا مشغول کار روی کتاب و نوار آثاری از استاد بهاری بودند و آن روز قرار بود به استودیوی مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ایرانی برای ضبط بعضی کارهای باقی مانده بروند، برایم جالب بود مردی ۸۶ ساله، کمی خمیده و با | آن چهره ی باز و چشمان پر فروغ، لبخند تمکین و صورتی پرچین و خط، موهای انبوه خاکستری، در یک دست ساز و در دست دیگر عصای خاتم کاری شده؛ با چالاکی تمام از پله های منزل پایین آمد و برای کاری که به آن شور و شوق فراوان داشت به اتومبیل رسید. من هم شور و شوق فراوانی داشتم که دلیلش از یک طرف، دیدار استاد بود و از طرفی دیگر شنیدن صدای سازشان از نزدیک.

از نخستین جلساتی که در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی نزد استادم مهدی آذرسینا به فراگیری موسیقی پرداختم و تا آخرین روزهایی که ردیف میرزاعبدالله را نزد ایشان به پایان می بردم، همیشه در کلاس درباره ی هنر و هنرمندی، نوازنده و نوازندگی، نقش فکر و اندیشه در نوازندگی، مفهوم حال و تکنیک در موسیقی ایرانی صحبت و بحث بود. صحبت دربارهی شیوه های کمانچه نوازی استادانی چون حسین خان اسماعیل زاده، باقرخان رامشگر، مسیو هایک و اصغر بهاری. آقای آذرسینا بیش از همه از استاد بهاری صحبت می کردند. صحبت درباره ی اجرای فواصل توسط استاد بهاری که دارای اصالتی ویژه بود. چون بر دسته ی کمانچه پردهای بسته نمی شود و امکان اجرای تمامی فواصل به طور پیوسته وجود دارد و از این جهت به آواز و صدای انسان نیز نزدیک است. استاد در این باره می گفت: «کمانچه سازی است همچون اسبی وحشی و سرکش که رام کردنش به سادگی میسر نیست، اما اگر توان رام کردنش را داشته باشی دم ساز است و هم آواز .. صحبت درباره ی مفهوم “حال” در ساز استاد بهاری که با مرور آثار ایشان لحظه ای را نمی توان یافت که موسیقی از حد بالا و اصیل خود تنزل کرده باشد؛ و یا آرشه که در دست استاد بهاری صرفا برای به صدا در آوردن ساز نبود، بلکه نقش بسیار مهمی در انتقال احساس و چگونگی اجرا ایفا می کرد و حقیقت دست یابی به چنان آرشه کشی ای، سال ها عمر و تجربه می طلبد. چنانکه استاد می گفت: «آرشه باید پر مغز باشد.)

باری آن روز در استودیو، استاد بھاری قطعه هایی را نواخته و ضبط کردند. مانند اینکه در حال کنسرت دادن باشند. آنها را شروع می کردند و تا انتها می نواختند؛ برخلاف نحوه ی ضبط موسیقی در استودیو که معمولا تله يا چنا۔ بین بار نواخته می شونا۔ تا نوازنده به اجرایی مطلوب برسد.

نویسنده

انتشارات

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب نواخته های استاد اصغر بهاری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا