10% تخفیف به مناسب افتتاحیه کتابفروشی

کد تخفیف: OPENING10

آرمان نوروزی

گفت‌وگو با آرمان نوروزی | فعالیت‌های گروهی در ایران

فهرست مطالب

گفت‌وگو با آرمان نوروزی

هدف از راه اندازی ارکستر جوانان چه بود؟

آرمان نوروزی: حقیقتا در ابتدای راه اندازی ارکستر با نیت آموزش شروع نکردم.پس از گذراندن مدت زیادی از فارغ التحصیلی در دانشگاه به این سوال برخوردم که کی قرار است این همه کار های ساخته شده ی ما اجرا شود و یا چه کسی اجرا می کند؟ و هر چه فکر کردم دیدم هیچ چشم اندازی تا بیست سال آینده وجود ندارد که یک نهاد، سیستم یا ارگانی بخواهد برای اجرای ساخته های آهنگسازان ایرانی ورود کند و از طرفی نهادهایی مثل بنیاد رودکی هم تمایلی به این نوع اجرا از آهنگسازان جدید نداشتند بنابراین تصمیم گرفتم کاری انجام بدهم و سابقه طولانی من در آموزش نوجوانان و جوانان در هنرستان این اعتماد به نفس را به من داد که این کار را انجام دهم ولی تنهایی ممکن نبود در نتیجه درآن زمان با چند نفر از دوستان و همکلاسی ها این پیشنهاد را مطرح کردم مثل آقای شهرام توکلی آقای علی اکبر قربانی آرش فلاحی پیمان میرآغاثی که الان هم ایران نیست و مدیر اجرا ها بود و آقای منصور حقی بود و تعدادی هم در ابتدای پروژه کناره گرفتند اما با اعتماد همه دوستان و تلاششان اجرا ها را شروع کردیم ولی در این مسیر چند تا از اعضا مسافرت رفتند و یا مثلا آقای توکلی ارکستر خودشان را راه اندازی کردند و بعد از مدتی من ماندم و ارکستر نوجوانان و چون انگیزه و شوق بچه ها را در ارکستر نوازی دیدم سعی کردم آموزش را هم جلو ببرم و اتفاق های خوبی مثل اجرای داستان پرگینز و یا کنسرتو در بیداری و اجرای پریمیر خیلی از کارهایی که توی ایران اجرا نشده بود ایجاد شد که باعث  موفقیت هایی برای اعضا هم شد.

آرمان نوروزی

آیا اجرای قطعات ایرانی از آهنگسازان جوان در برنامه ارکستر هست؟

آرمان نوروزی: بله. من قطعا این برنامه را در چشم انداز پیش روی ارکستر دارم و هدف در حقیقت همین بود و فکر میکنم از آقای قربانی قطعاتی را اجرا کردیم و تنظیماتی را از قطعات دیگر انجام می‌دادیم و در نهایت هدف این بود که صدای موسیقی ایرانی توسط بچه های ایرانی شنیده شود ولی دوستانی که دست اندرکار هستند میدانند که یک تنه امکان همچین کاری وجود ندارد و کار آسانی نیست.

یکی از مشکلاتی که مطرح بود این بود که بعضی از بچه های خیلی خوب ارکستر بعد از مدتی با خداحافظی ساده به جهت قبول شدن در دانشگاه های خارج از کشور از ارکستر جدا می شدند و دوباره ارکستر به سطح پایینی می رفت و این کار را بسیار سخت کرده بود و به عینه فرار مغز ها را میدیدم که چگونه یک جامعه کوچک را پایین میکشد.

یکی دیگر از کارهایی که انجام دادیم کنسرتو در بیداری بود که اخرین اجرای ما قبل از پاندمی بود که ما خواستیم بچه های سولیست را مطرح کنیم که به یک اجرا رسید.کنسرتو فلوت و هارپ موتزارت اجرا شد و کنسرتو ویولن زدیم.

با توجه به شرایط پاندمی کرونا این شرایط چه تاثیری روی ارکستر گذاشته است ؟

آرمان نوروزی:‌ اگر بخواهم به دیدگاه همگان نگاه کنم بله همه چیز خیلی خراب شد و همه تمرین ها کنسل شد ولی من جنبه خوبی از این موضوع را میبینم که افرادی که موزیک کار میکنند در این فرصت در تنهایی خودشان بودند و مثل یک فنر فشرده ای هستند که الان همه آماده اند که دوباره برگردند به این زندگی و کار گروهی شروع بکنند.من قسمت خوب این ماجرا را میبینم که همه با یک پتانسیل خوبی کارهای گروهی را جلو ببرند و هم نوازی کنند.

بعضی از ارکستر هایی مثل رادیو فرانس یا فلارمونیک پاریس در این دوره ویدئو هایی را به صورت فردی انجام دادند و در نهایت به صورت یک کار گروهی منتشر کردند. آیا شما هم در این دوره این کار را همراه ارکستر انجام دادید یا با توجه به سرعت اینترنت در ایران و مسئولیت پذیری افراد این امر ممکن نبود؟

حقیقتا من تصمیم به همچین کاری نگرفته بودم به دلیل اینکه این کار را کمی سمبولیک میدیدم تا یک کار فانکشنال که بعدا به درد بخورد و یا انگار موزیسین ها میخواستند نشان دهند که ما هنوز زنده ایم اما خب برای من این موضوع جذاب نبود و یک هیجان زودگذر را ایجاد میکرد اما من خیلی طرفدار این موضوع نبودم و ترجیح دادم اگر از این پاندمی بیرون آمدیم چگونه کار درست را پیش ببریم.

با توجه به بخش مالی مجموعه که افراد ارکستر هزینه ای را دریافت نمی کنند چگونه نظم افراد کنترل می شود؟

آرمان نوروزی: سابقه کاری من در مدرسه به عنوان مدیر مدرسه کمک‌هایی را به من کرده بود اما هیچ کدام از بجه هایی که در ارکستر هستند هیچوقت از من تنبیه یا قوانین عجیب غریبی برای ایجاد نظم ندیدند و فکر میکنم که با وجود پیش آمدن مشکل بی نظمی این مسئله را یک موضوع بغرنج  برای خودم نمیدیدم و فضای ارکستر و دلایل برای انجام کار های ارکستر در بین جوانان و نوجوانان باید انقدر قوی و منطقی باشد که بچه ها شور آمدن به تمرین ها را داشته باشند و از طرفی حس مسئولیت پذیری به آنها القا شده بود که عموما بدون تحکم نظم را رعایت میکردند.و چیز دیگری که شاید برای افرادی که میخواهند ارکستر راه اندازی کنند و نظم را ایجاد می کرد این است که اطلاعات زیادی در تمرین‌های ارکستر جابجا می شد و دائما بچه ها در تیرباران اطلاعات رهبر ارکستر قرار می‌گرفتند و اگر نمی آمدند عقب می افتادند و مسئله دیگر شور و اشتیاق برای اجرای نهایی بود. موضوع دیگر اینکه ما یک ارکستر پشتیبان هم داشتیم که در همه رپرتوار حضور نداشتند اما در بعضی از قطعات حضور داشتند.مشکل همیشه وجود داشته اما معتقدم این داستان را میتوان با روش های خیلی اخلاقی و انسانی حل و فصل کرد.

در فعالیت‌های گروهی باتوجه به مشغله افراد یا بی‌علاقه بودن به قطعه مشخص شده چگونه میتوان برای تمرین انگیزه ایجاد کرد؟

آرمان نوروزی‌: این موضوع خیلی درونی است و اگر درونی نشود برای افراد همیشه یک کار اجباری است.من در یک صحبتی که در تدکس تهران هم داشتم گفتم که اگر آدم ها بدانند که به چه دلیلی فعالیت موسیقی انجام می دهند خودشان خود به خود این کار را انجام می دهند.متاسفانه در نسل جدید جدای از اینکه بچه های بسیار خوب و مستعدی وجود دارند و معتقدم از نسل من خیلی بهترند اما امتحان کنکور را گذرانده و به دانشگاه رسیدند ولی تعریفی از اینکه قرار است چه اتفاقی بیوفتد ندارند و معتقدم رشته ای که مدرکش به هیچ دردی نمیخورد موسیقی است چون تا در عمل کاری نتوانید انجام دهید هیچ فایده ای ندارد.

من معتقدم اگر همین کوارتت یا تریو یکی از کارهای همکلاسی ها یا یک آهنگساز ایرانی را در یک فضای دوستانه بنوازند شک ندارم که شنوندگان علاقه مند حتما به دیدن اجرا می آیند و میتوانند تور جهانی بگذارند که معرفی شود.اگر از همین خاک چیزی در بیاید که اصالت خودش را داشته باشد هم برای این خاک سودمند است و هم میتواند اجراهای جهانی داشته باشدو بیشتر دیده شود.من این رپرتوار کلاسیک را بدون شک یک عامل مهم آکادمیک و پداگوژیک میبینم که باید شناخته شود و کار شود اما در نهایت شوری که یک اجرا می تواند بوجود آورد از درون همین کارهای دوستانه از آهنگسازان ایرانی خواهد بود.پویایی در فضای موسیقایی میتواند مخاطب سازی کند و ایجاد انگیزه کند.من بعید میدانم هیچ کوارتت یا تریو از این موضوع خوشحال نشود که مخاطب صادقانه بیاید و به اجرای آن ها گوش دهد.

آیا با ایده‌ای که برای اجرای قطعات ساخته شده توسط خود دانشجویان ایرانی در امتحانات پایانی که از طرف شما مطرح شده موافقت شد یا خیر؟

بله موافقت شد اما این داستان مستلزم تداوم و پیگیری مستمر از سمت دانشگاه و اساتید است.خیلی وقت ها خیلی از اساتید هم تمایلی به این امر ندارند و قابل نمیدانند.

وضعیت آموزش ارکسترال را چگونه می بینید؟ رهبر‌ها و آنسامبل‌ها

آرمان نوروزی:‌ من یک مثالی دارم که می گویم الان در ایران تعداد رهبر های ارکستر بیشتر از نوازندگان است.خیلی ها به رهبری ارکستر علاقه دارند که جذاب هم هست ولی مسئله بزرگ این جاست که این اتفاق از نظر کیفی واقعا نمی افتد و من خودم را رهبر ارکستر نمیدانم و فقط کمی رهبری ارکستر بلدم و کمی هم بلدم مدیریت کنم و موسیقی هم بلدم و با در کنار هم قرار دادن این ها به عنوان یک معلم فقط بگویم از پله های بی شماری که برای رشد در موسیقی وجود دارد شاید یکی از آن پله ها من باشم که بچه ها از این طریق پیشرفت کنند بنابراین مسئله آموزش ارکستر مسئله ی فوق العاده پیچیده است و به نظر من خیلی مهم است که از ابتدای فرایند آموزش ساز در کنار هم ساز زدن را یادبگیرند. داشتن لذت و تجربه هم نوازی بسیار مهم است.در حال حاضر در دانشگاه تهران دیده ام که کلاس های تجزیه و تحلیل و گروه نوازی های خوبی در دانشگاه تهران برگزار میشود که اطلاعات خیلی خوبی در این محیط دریافت می کنند. اگر فردی می خواهد کار گروه نوازی یا آنسامبل انجام دهد حتما زیر نظر یک متخصص تحصیل کرده انجام دهد و به این ترتیب ار آنسامبل های کوچک میتواند اتفاق های بزرگتر بیوفتد. در حال حاضر من هیچ اتفاق خارق العاده ای نمی بینم اما پیش بینی ام این است که گرایش به این موضوع بیشتر خواهد شد.

اهمیت فعالیت گروهی برای ساز‌های ملودیک مثل سازهای بادی بر همه مشهود است. این اهمیت برای سازهای هارمونیک را چطور می‌بینید؟

من در پروسه‌ی آموزشی خودم به موضوع گروه نوازی خیلی بیشتر از قبل می پردازم.من هنوز لذت یک فلوتیست که در خانه برای خودش ساز می زند را نمیتوانم درک کنم.برای خودم که سازم پیانو بوده این موضوع را درک میکنم چون برای خودم یک سیر و سلوک شخصی داشته ام.اما برای نوازنده چلو و یا ابوا با این همه تمرینات اتود و غیره در نهایت به صورت فردی قرار است چه اتفاقی بیوفتد بنابراین پیشنهاد میکنم برای ساز هایی که غیر هارمونیک هستند معلم ها  شاگردانشان را به سمت گروه نوازی سوق بدهند و باز تاکید میکنم که حتما زیر نظر یک فرد متخصص تمرین کنند نه اینکه یک تصنیف قدیمی را دور هم جمع شوند و بنوازند

فعالیت ارکستر جوانان کی شروع به کار خواهد کرد؟

آرمان نوروزی:‌ باتوجه به موضوع ابتدای بحث در مورد خروج یکباره ی بعضی از بچه های ارکستر خوشبختانه چند اسپانسر اعلام آمادگی برای حمایت ارکستر را داشته اند و ادامه فعالیت برای بعد از عید 1401 خواهد بود زیرا تا پروسه فراخوان و کارهای ابتدایی انجام بگیرد و با توجه به شرایط ناپایدار پاندمی نیاز به زمان برای شروع فعالیت خواهد بود.اما برنامه ما این است نوازندگانی که سطح استاندارد و خوبی را دارند به شکل حمایتی در ارکستر حضور پیدا کنند و ارکستر به تناوب منظم تری رپرتوار ها را اجرا خواهد کرد و در کنار این داستان آنسامبل های کوچکی در کنار ارکستر قرار خواهند گرفت زیرا ممکن است نوازنده خوبی باشید اما تجربه ارکسترنوازی نداشته باشید در نتیجه  با آموزش دیدن در یک برنامه منظم در کنار ارکستر قرار بگیرند. ما این کار را بدون حمایت دولتی و با توان شخصی پیش میبریم زیرا هنوز این به به آموزش از سنین نوجوانی در امر موسیقی پرداخته نشده در صورتی که کمی در امر فوتبال به سراغ  این نوع آموزش رفته اند و اهمیتش را فهمیده اند.

نکته دیگر این که ای کاش افرادی که سعی در امور خیریه ای دارند این توجه را به افراد مستعدی که در امر فرهنگی میتوانند اتفاق های خوبی را پیش بیاورند هم متمرکز کنند و در این راه نیز جوانان و نوجوانان را حمایت کنند.

صحبت پایانی اگر با مخاطبان دارید بفرمایید؟ | آرمان نوروزی

آرمان نوروزی:‌ صحبت آخری که هست اینکه بچه هایی که ساز میزنند یا معلم های موسیقی تا میتوانند به هم نوازی فکر کنند زیرا لذت هم نوازی را اگر بچشند هرگز از آن دست نخواهند کشید به خصوص پیانیست ها میتوانند با ویولنیست ها یا فلوتیست ها هم نوازی کنند که راحتِ هر دو جهان است.

و نکته آخر اینکه مفهوم موسیقی مجلسی در تاریخ خیلی دچار تغییر شده است. در دوره‌ی باروک و یا در فرهنگ خودمان چیزی به اسم کنسرت هیچوقت نداشتیم و هیچوقت نگفتیم آقا حسین قلی کنسرت داشته و ما برای تماشا برویم.فکر میکنم و اگر اشتباه نکنم مفهوم کنسرت با علی نقی وزیری ورود پیدا می کند.در حقیقت ذات موسیقی چه در کشور خودمان چه در غرب موسیقی مجلسی خیلی مهم بوده است و چند نفر ساز میزدند و برای اجرا در یک سالن هماهنگ می کردند و این اتفاق تا قرن 18 هم در مهمانی های بزرگ اتفاق می افتاده و این جریان تا اینجا پیش می رود که تا قرن 19 که انقلاب صنعتی می شود و شهر ها شلوغ میشود و طبقه کارگر و متوسط بوجود آمد ارکستر های بزرگی تشکیل شد اما آهنگسازان که حرف جدی ای برای گفتن داشتند به محافل کوچکتر رفتند و ارکستر های مجلسی به جدی ترین نوع بیان موسیقی تبدیل شدند،مثل کوارتت های بتهوون و برامس و یا شوانبرگ جدی ترین قطعات را در ارکستر کم تعدادتر  می نوشته و هنوز هم همین است. بنابراین بچه هایی که ساز میزنند بدانند موسیقی مجلسی اتفاقا موسیقی خیلی جدی‌ای است.

5/5 - (2 امتیاز)
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *