تاریخ موسیقی ایرانی

موسیقی و فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی در دوره ایلخانان

موسيقي در تمامي ادوار ايران احتمالا در جريان بوده اما كاركردهاي آن متفاوت است. يكي از ادوار داراي اهميت،عصر حمله مغول و ايجاد حكومت ايلخانان است.بامطالعه و تحليل آثار و اسناد تاريخي ،ادبي،سياسي، هنري مانند آثار به‌جا مانده از فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی، شاید بتوانیم تحليلي واضح‌تر و طبقه بندي شده تر از این دوران داشته باشيم.

عصر مغول در ايران از سال 616 ه.ق آغاز مي شود و به سال 756 ه.ق پايان مي يابد. اين دوره 140 ساله قابل تقسيم به دو دوره است:

1-دوره اي كه از سال 616 ه.ق،يعني شروع حمله چنگيز به ايران آغاز مي شود و به سال 651 ه.ق كه سال حركت هلاكو به سوي اين سرزمين است خاتمه مي يابد.

2-دوره اي كه از سال 651 ه.ق،يعني سال حركت هلاكو به ايران آغاز مي شود و به انجام كار انوشيروان در سال 756 ه.ق پايان مي پذيرد.(صفحه 5 تا 7-مسائل عصر ایلخانان-مرتضوی)

همپوشاني تاريخ زندگاني عراقي با عصر مغول به خصوص در دوره دوم از سال 651ه.ق يعني سال حركت هلاكو به ايران كه مبدا تاريخ تشكيل حكومت ايلخاني تا سال 688 ه.ق كه سال وفات عراقيست( 35 تا 78 سالگي )داراي اهميت است.

این مقاله از نوع تحقيق كيفي و روش تحقيق تحليل محتواي كليات عراقي شامل قصايد،مقطعات،تركيبات،ترجيعات،غزليات،رباعيات،عشاق نامه يا ده نامه،لمعات،اصطلاحات تصوف و با مقايسه منابع تاريخي و ادبي و عارفاني است.در مورد موسيقي دوران ايلخاني،درکتاب تاريخ موسيقي ايران نوشته حسن مشحون مختصري آورده شده اما خيلي دقيق بيان نشده است و تنها نام عراقي به عنوان شاعر اين دوره ذكر شده است.مقاله اي تحت عنوان«موسيقي و شيخ صفي الدين اردبيلي در دوران ايلخاني در كتاب صفوة الصفا»نوشته آقاي سيد حسين ميثمي در نشريه هنر هاي زيبا –هنر هاي نمايشي و موسيقي-دوره 25-شماره 1-بهار 1399 نكات قابل اهميتي از موسيقي دوره ايلخاني بخصوص موسيقي در خانقاه ها بيان مي كنند.در این مقاله با تحلیل آثار عراقی سعی بر شناساندن واژه ها و تحلیل چگونگی موسیقی آن دوران بوده ام.

فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی (610-688 ه.ق)

شیخ فخرالدین ابراهیم پسربزرگمهر پسرعبدالغفارکمیجانی یافخرالدین عراقی کمیجانی ازشاعران و عارفان و نویسندگان صوفی ادب فارسی در سده هفتم هجری است. بنا به پژوهش سعید نفیسی (کلیات عراقی –انتشارات سنایی-چاپ چهارم) زادروز عراقي دركميجان،سال 610 ه.ق و وفات آن در سال 688 ه.ق در دمشق است.

در سن كودكي قرآن را حفظ كرده و به نوعي خوب مي خوانده كه از جمله اهل همدان شيفته آواز او بودند و بعد از آن به تحصيل علوم اشتغال نموده و در سن 17 سالگي به جايي رسيده كه در يكي از مدارس همدان بافاده مشغول گشته است.سپس به هندوستان مي رودو مريد شيخ بهاء الدين زكريا مي شود.در كتاب معروف هفت اقليم نوشته امين احمد رازي در فصل مخصوص به همدان آورده است كه وقتي عراقي به هندوستان رفت و مريد بهاء الدين زكريا گشت،عراقي را از بقيه جدا ساخت و درخلوت نشاند و چون يك دهه از چله او گذشت اين غزل را گفته است.

نخستين باده كندر جام كردند                   زچشم مست ساقي وام كردند

و هميشه آن را با آواز بلند مي خوانده و مي گريسته، چون طريقه ايشان در خلوت ذكر و مراقبه بود جمعي آن را از روي انكار به شيخ رسانيده اند،شيخ زكريا فرمود شماها را ازين ها منعست،او را منعي نيست و بعد از چند روزي يكي از مقربان شيخ را گذر بخرابات افتاد،شنيد كه اين غزل را خراباتيان با چنگ و چغانه مي گويند.پس مي توان فهميد كه عراقي جايگاه بالاتري نسبت به ديگران داشته است.عراقي بعد از رفتن به مكه به جانب روم حركت كرد و به صحبت شيخ صدرالدين قونيوي و در خدمت او استماع فصوص نمود و لمعات را در آنجا نوشت و معين الدين پروانه كه از امراي عظام و والي روم بود،مريد وي گشته،براي او خانقاهي بساخت و شيخ در آنجا بحسن قوال ميلي بهم رسانيده ودر قونو روم با مولانا جلال الدين مصاحبت داشت و اشعاري در خانقاه آنجا به يادگار گذاشت،چنانكه مطلع از آن جمله است:

ساز طرب عشق چه داند كه چه سازست     كز زخمه اونه فلك اندر تك و تازست

و پس از مرگ والي روم به مصر رفت و سلطان مصر نيز مريد او گرديد و به او لقب شيخ الشيوخ را داد و از آنجا به شام رفت و تا پايان عمر در آنجا بماند و درگذشت.

تصوف در دوران ایلخانان ایران بسیار اهمیت دارد.مدارک مهمی که از این دوره در دست است حاکی از وسعت زمینه تصوف و کثرت عده صوفیان در اکناف قلمرو ایلخانی و وجود خانقاه و متصوفه و توجه خالصانه و اظهار ارادت وزرای ایرانی ایلخانان نسبت به مشایخ و بزرگان تصوف می باشد.(همان)

اسامی استخراج شده برخی خانقاه های دوره ایلخانی از سه منبع مکاتبات رشیدی و تاریخ غازانی و کتاب صفوة الصفا ابن بزاز:

1-خانقاه پادشاه سعید غازان خان در بلده بغداد (غازان خان مشروط بر اینکه در این خانقاه به درس عوارف العارف ابوحفص عمر السهروردی باشد و مرید او گردند.)

2-غازان خان در تبریز در موضع شنب ابواب البر بنا نهاد که شامل بود بر گنبد عالی و مسجد و مدارس و خانقاه و دارالسیاده و رصد و دارالشفا و بیت الکتب و بیت القانون و حوض خانه و گرمابه سبیل و غیر ها (غازانی –صفحه 209)

3- در ولایت همدان در حدود سفید کوه در دیه بوزنجرد خانقاهی معتبر (غازانی صفحه 215) .

در کتاب درگزین تا کاشان نوشته آقای دکتر پرویز اذکائی در سه صفحه از این کتاب نام خانقاهی که در بوزنجرد همدان وجود داشته می آورد،واز اینجا به منزل ((بوزنجرد)) می رسد،جایی که غازان خان خانقاهی بزرگ ساخت،و این مطلب این را می رساند فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی در مدتی که در همدان بوده به احتمال زیاد در خانقاه همدان مشغول تصوف بوده است.

4-حافظ ابرو در ذیل برجامع التواریخ رشیدی در ذکر عمارت شهر سلطانیه و بنای قلعه آن از خانقاه سلطانیه نام برده است.

5-در مکتوب چهل و پنجم از مکاتبات رشیدی ((که بر شیخ صفی الدین اردبیلی قدس سره نوشته است)) حواله ای از جنب خواجه رشیدالدین به جهت خانقاه شیخ صفی الدین مسطور است. درین وقت بجهت خانقاه مخدومی که مطرح انوار هدایت و مظهر اسرار ولایت است اندک وجهی بر ولایت مذکور حواله رفته تا در لیلة المیلاد رسول الله صلی الله علیه و سلم سماطی سازند و اعیان جمهور و صدور اردبیل حاضر گردانند و سماعی صوفیانه بفرمایند و عندالفراغ این درویش دلریش را بدعای خیر یاد کنند و مفضل حوالات مذکوره بر حاصل املاک غازانی و رشیدی ملکی و ضمانی که ملکی حلال و مالی بی وبالست حوالت رفته است بدین موجب.(صفحه 268-269-مکاتبات رشیدی)

در کتاب حبیب السیر نوشته خواندمیر از خانقاه هایی که غازان خان ساخته تا حدودی نام برده است.

غازان خان هم در آن اوان متصل به آن بقعه رفیعه و دیگر بقاع نقاع تعمیر نمود برین موجب :

مسجد جامع ،مدرسه شافعیه، مدرسه حنفیه،خانقاه، دارالسیاده…..و در خانقاه شیخ وپیش نماز و باورچی خادم….تعیین کرده ….و شرط کرد که در خانقاه هر بامداد و شابنگاه فقرا و مساکین را آش دهند و در ماهی دو نوبت متصوفه و خوانندگان جمع آمده خوانندگی و سماع کنند و در آن روزجهت ایشان اطعمه و حلاوا پزند و فرمود که….در لیالی جمعه در مسجد جامع ومدارس و خانقاه حلوا پخته و به ساکنان آن بقاع دهند….پوشیده نماند که عمارت آن پادشاه خجسته صفات منحصر در بقاع مذکوره نبود بلکه در اطراف ممالک محروسه مواضع دیگر نیز تعمیر نموده شهراوجان و خانقاه همدان از آن جمله است و در ایام دولت آن پادشاه عالی همت و به موجب فرمان او در جمع قری و قصبات ولایات عراقین و فارس وکرمان وآذربایجان حمامات ومیاجد و خوانق ساختند.(حبیب السیر –جلد3-صفحه189-188)

در صفوة الصفا ابن بزار از آمدن شیخ صفی الدین اردبیلی به تبریز و نزول او به خانقاه رشیدیه یاد شده است:«حکایت دام برکته گفت که چون شیخ قدس سره در تبریز به خانقاه رشیدیه که در عمارتست به التماس وزیر غیاث الدین نزول فرموده بود»

با توجه به اینکه خاندان مغول فقط به تصرف کردن یک شهر فکر می‌کرد و اغلب با دین و خانقاه ها کاری نداشت، موسیقی این دوران  به خصوص با تشکیل حکومت ایلخانی به کارکرد خانقاهی سپرده شد و حتی مورد حمایت پادشاهان و وزرای آنان قرار گرفت.

با توجه به اینکه در این پژوهش قصد داریم اصطلاحات موسیقایی این دوران را از آثار فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی استخراج کنیم،از مقاله آقای دکتر سید حسین میثمی تحت عنوان(موسیقی و شیخ صفی الدین اردبیلی در دوران ایلخانی در کتاب صفوة الصفا)با تحلیل و مقایسه از واژگان تعریف شده بهره ببریم و علاوه بر آن به مطالب تازه ای که رسیدیم آن را بیان کنیم.

در مقاله دکتر سید حسین میثمی که در بالا عنوان آن بیان شد از سه جنبه مهم موسیقایی کتاب صفوة الصفا شامل سماع ،قوالی، قوالان نام می برد .

(سماع در این کتاب به معنای رقص عرفانی حاصل از وجودی بوده که توسط موسیقی و شعر صورت می گرفته است. برای سماع از سه مرتبه ی عام ،خاص و اخص در نظر گرفته است .

قوالی خواندنی بر قالب های شعری همچون قول و غزل بوده است.در این مقاله به این موضوع اشاره شده که شاعران این غزل ها همگی عطار و مولوی بوده اند و با توجه به زمان طولانی سماع‌ها ظاهرا این غزل ها مکررا خوانده می شدند و خصلت تکرار پذیری داشته اند.به همین دلیل احتمالا ملودی به صورت بداهه تغییرات اندکی داشته است.با توجه به وزن های عروضی مختلف احتمالا سماع های مختلفی  در ادوار ایقاعی مختلف وجود داشته است .با توجه تکرار «گفته» برای خواندن ها می توان حدس زد که «گفته» که احتمالا ریشه ی ترکی داشته به عنوان اصطلاحی تخصصی در این دوران به کار می رفته است .

قوالان از شان‌های مختلف اجتماعی برخوردار بودند و می توان آنها را به سه دسته درباری، خانقاهی و مردمی طبقه بندی کرد.قوالان خانقاهی هم در زمینه ی نواختن نی دست داشتند و هم در گویندگی (خواندن به نظم) و از مباحث مربوطه می توان دریافت که بقیه ساز ها در خانقاه جایگاهی نداشته ، حتی مورد بی مهری شیخ صفی نیز بوده است.از فحوای مطالب چنین برمی آید که به قوالان خانقاهی و مدعو برای مراسم های سماع انعامی داده می شده است .این انعام گاهی دینار(پول زر) و گاه خرقه بوده است.)(نتیجه ارائه شده در مقاله دکتر سید حسین میثمی که ذکر عنوان آن بیان شد)

منابع و مراجع:

1-تاریخ جهان گشای جوینی-عطا ملک جوینی –به تصحیح محمد قزوینی-انتشارات نگاه -1399

2-تاریخ ایران کمبریج-جلد پنجم(قسمت دوم)-مغولان-ترجمه دکتر تیمور قادری –ناشر مهتاب-ابرسفید-1397

3-شهر،سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان –سید ابوالفضل رضوی-انتشارات امیرکبیر-1398

4-چنگیزخان –ب.ولادیمیرتسف-ترجمه شیرین بیانی-انشارات اساطیر-1395

5-درگزین تا کاشان-دکتر پرویز اذکایی-سوره تماشا-1392

6-جستجو در تصوف ایران-دکتر عبدالحسین زرین کوب-انتشارات امیر کبیر-1379

7-مسائل عصر ایلخانان-دکتر منوچهر مرتضوی-انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار -1385

 8-هنر ایلخانی و تیموری-امبرتو شراتو ،ارنست گروبه-ترجمه دکتر یعقوب آژند-انتشارات مولی-1391

9-فارسیان در برابر مغولان-دکتر عبدالرسول خیراندیش-انتشارات آبادبوم-1394

10-تاریخ حبیب السیر-در چهار جلد-خواندمیر-ناشر خیام-1380

11-تاریخ مبارک غازانی –رشیدالدین فضل الله همدانی-1358

12-لمعات عراقی-با مقدمه محمد خواجوی-انتشارات مولی-1363

13-روضه الصفا-تالیف محمد بن خاوند شاه بلخی-انتشارات علمی-1372

14-کتاب صفوة الصفا- ابن بزاز اردبیلی.

15-مقاله موسیقی و شیخ صفی ادین اردبیلی در دوران ایلخانی در کتاب صفوة الصفا-دکتر سید حسین میثمی –نشریه هنر های زیبا- هنر های نمایشی و موسیقی-دوره 25-شماره 1-بهار 1399

16-موسیقی عصر صفوی-دکتر سید حسین میثمی-فرهنگستان هنر-1397

4.5/5 - (8 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا